 |
مركز تحقيقات صنايع خودروي دانشگاه كارديف، چالشهاي هميشگي صنايع خودرو در سده بيستم را طي تحقيقي مفصلي به تصوير كشيده است.
20 سال است كه خودروسازان سراسر جهان ميكوشند از موفقيت شركتهاي خودروسازي ژاپني، بويژه شركت تويوتا در توليد انبوه، به عنوان معيار و مبنايي براي كيفيت و كارامدي توليد خود تقليد كنند.كارخانههاي خودروسازي در حال حاضر از خطوط توليد كمابيش مشابه ژاپنيها استفاده ميكنند و در نتيجه شكاف بين توليدكنندگان ژاپني و غربي روز به روز كمتر ميشود.هماكنون 4 طرح از 5 طرح كارامد امريكاي شمالي به جنرالموتورز تعلق دارد.
گلن مركر رئيس بخش خدمات خودروسازي شركت مشاور مككنزي توضيح ميدهد كه چگونه تمام خطوط توليد شركتهاي ژاپني به گونهاي طراحي شدند كه تنها ظرف 18 تا 20 ساعت كاري، يك خودرو را به اصطلاح سوار و از همين روش براي پيشبرد توليد انبوه استفاده ميكنند.
وي ميگويد: «هماكنون مسابقه اصلي حول محور توليد نميچرخد بلكه عامل زمان و كيفيت حرف اول را ميزند. جنرال موتورز پيشرو و راهنماي شركت فورد در امر بهرهوري تلقي ميشود، زيرا توانسته است هزينههاي متغير را كاهش دهد، امكان ارائه تخفيفهاي بيشتر و متنوعتر را فراهم آورد و سهام بازار را در اختيار بگيرد.
كار بعدي كه همگان بايد آن را انجام دهند، عبارت است از انعطافپذير كردن كارخانههاي خودروسازي به منظور توليد مطابق با سليقه مشتريان يا افزايش ظرفيت توليد خودروهاي پرطرفدار.20 سال قبل امريكاييها داراي اين حق انتخاب بودند كه از بين انواع مختلف خودروهاي كوپه يا استيشن كه هر كدام داراي قيمت، ويژگي و مختصات مختلفي بودند، يكي را انتخاب كنند. مثلاً در رأس همه اين خودروها، خودروهاي بزرگ و داراي اتاقي كاملاً لوكس به نام فورد لينكلن، كاديلاك دويل جنرال موتورز، در مراتب پايينتر نيز خودروهايي مانند فورد اسكورت و شورولت كاوايل نيز در ميان خودروهاي بزرگ اما معمولي قرار داشت. در حالي كه امروزه بخش اعظم خودروهاي فروخته شده در امريكا از نوع وانت، SUV يا ميني وانت هستند.
هزينه تفكيك
ماكستون و ورمالد در كتاب جديدشان به نام It>؛ «زمان تغيير طرحها» مينويسند؛ روند كنوني تغيير و تحول طرحها باعث شده است توليدات صنايع خودرو بيش از پيش پيچيده و گران تمام شود. آنها محاسبه كردهاند كه هزينههاي مربوط به تركيب طرحها و تغييرات مربوط به آنها به ميلياردها دلار ميرسد. البته برخي افراد از تنوع طرحها طرفداري ميكنند. ديويد كول رئيس مركز تحقيقات خودرو بر اين باور است كه اگر مهندسان بتوانند از سيستمهاي كامپيوتري بيشتري در حل طراحي و توليد مدلهاي جديد كمك بگيرند تجارت خودرو با ريسك كمتري مواجه خواهد شد. در حال حاضر، اين امكان وجود دارد كه خودروهاي جديد را به جاي طراحي در كارگاه يا آزمايشگاه فني، بر روي صفحه كامپيوتر و به صورت مجازي طراحي و مشاهده كرد. به بياني ديگر ميتوان يك مدل را در قالب محصولي تمام شده ديد.
واضح است كه دليل ضرورت اين امر، سرعت فوقالعاده رقابت در عرصه توليد خودرو است.
باب لوتز از شركت جنرال موتورز ميگويد: «ساخت مدل جديد در اتاق نمايش، بهطور عادي 36 ماه طول ميكشد. طي 12 ماه اول مهندسان در مورد نوع و ويژگيهاي آن تصميم ميگيرند و در 24 ماه بعدي روي طراحي و مهندسي بخشهاي مختلف كار ميكنند. در اروپا بهطور معمول 7 سال طول ميكشد تا مدل جديد خودرو كه متفاوت با مدلهاي كنوني است به بازار عرضه شود، اما امروزه، با پيشرفتهاي عظيم فناوري، امريكاييها توانستهاند در هر سال، مدلهاي متنوعي را طراحي و توليد كنند. شركتهاي خودروسازي اروپا مانند: فيات، پژو و رنو، به اين نتيجه رسيدهاند كه هنگامي سهم آنها از بازار كاهش مييابد كه عمر متوسط مدلهاي توليدي آنها افزايش يافته است.
در نتيجه، رئيس شركت پژو/ سيتروئن يعني ژان مارتن فولز و لوئيس شوايتزر و همتاي وي در شركت رنو، تصميم گرفتند عمر متوسط مدلهاي خود را زير3?سال نگه دارند. آقاي شوايتزر ميگويد: «هدف اصلي از اين كار، تمركز و سرمايهگذاري در بخش تحقيقات و طراحي است تا به سرنوشتي مشابه سرنوشت فورد در اروپا دچار نشويم». تجربه ناموفق فورد در اروپا كه همگان از آن اجتناب ميورزند در اواسط دهه 1990 آغاز شد و آن زماني بود كه اين شركت تصميم گرفت براي صرفهجويي در هزينهها، طرحهاي مربوط به توسعه محصولات خود را متوقف سازد و در نتيجه اجازه داد عمر متوسط مدلهاي توليدي شركت به بيش از 5 سال افزايش يابد در نتيجه سهم خودروهاي توليدي شركت فورد از 12 درصد به 8 درصد كاهش يافت، كاهشي كه جبران آن براي شركت تقريباً غيرممكن بود.
هدف ما رضايت شماست
با توجه به گستردگي و تنوع بسيار زياد مدلهايي كه شركتهاي خودروسازي بايد امروزه به بازار ارائه دهند، اين شركتها دريافتهاند كه به كارخانههايي كاملاً انعطافپذير و با قابليت توليد مدلهاي مختلف و متنوع نياز دارند تا بتوانند به نوسانات تقاضا در بازار پاسخ دهند. شركت هوندا اولين شركتي بود كه به اين مهم دست يافت. اين شركت توانسته است با پراكندهسازي كارخانههاي خود در سراسر جهان، زمينه را براي توليد انواع مدلهاي توليدي خود در كوتاهترين مدت و با كمترين تأخير فراهم آورد، بهطوري كه قادر است با ايجاد تغييراتي جزيي در ماشينآلات و دستگاههاي نصب شده در كارخانهها، اين كار را انجام دهد. بهتازگي، شركت فورد در اروپا نيز با همين هدف اقدام به طراحي دستگاهها و ماشينآلات ميكند. حتي كارخانه ريور روژ كه در كنار اداره مركزي شركت فورد در حومه ديترويت قرار دارد، اقدام به تعويض ماشينآالات قديمي خود با ماشينآلات پيشرفته كرده است. در نتيجه، اين شركت قادر است با 3 نوبت كاري مختلف در 3 بخش متفاوت، نمونههاي جديد SUV و انواع كاميونتهاي سبك را بهطور كامل و در 9 مدل مختلف توليد كند.
يكي ديگر از راههاي صرفهجويي در هزينههاي توليد خودرو، طراحي براي توليدكننده است. يعني براي هر شركت خودروسازي، طراحان خاصي فعاليت داشته باشند. اين امر نقش مهمي در نجات شركت دايملر/كرايسلر در اواخر دهه 90 ايفا كرد. گرچه طي 10 سال گذشته گاهي اين نقش كمرنگ شده است، اما اين شركت با كمك طراحي اختصاصي خود توانسته است طيف متنوعي از جيپهاي پرفروش و مينيوانتها را طراحي و توليد كند. در نتيجه شركت توانست خودروهايي را كه بدون توجه به عامل كيفيت و صرفاً با هدف ساخت خودروهاي سادهتر و ارزانتر توليد شده بود، از گردونه خارج سازد. حتي شركت تويوتا نيز در 10 سال قبل مجبور شد خودروي كوچك «نئون» را كه قبلاً با هدف صرفهجويي بيشتر در توليد طراحي شد ه بود، از خط توليد خارج كند.
شركتهايي مانند رنو و فيات تا مدتها ميكوشيدند زمان بين ارائه سفارش از سوي مشتري و تحويل خودرو را كاهش دهند. جالب اينجاست كه بخش اعظم اين فاصله زماني ناشي از كاغذبازيهاي اداري است نه به دليل تأخير كارخانهاي خاص. لذا شركت رنو تصميم گرفت اين زمان را از 21 به 14 روز كاهش دهد.
منبع: ابرار اقتصادي، 27 ارديبهشت 1385، ص 8.