|
كشورها دريافتهاند كه شدت دستيابي به تكنولوژيهاي نو مساوي با ايجاد ظرفيت نوآوري و هموار كردن زمينه توسعه صنعتي است. مشكل اصلي در اين زمينه، عدم وجود برنامه استراتژيكي جامع و مناسبي است كه بتواند عوامل مرتبط و مؤثر بر توسعه تكنولوژي را مد نظر قرار دهد. در اين مقاله سعي شده است با مد نظر قرار دادن اجزا و محتواي استراتژي توسعه تكنولوژي ، مدل نظري استراتژيكي توسعه تكنولوژي را شناسايي كرد.براي اين منظور و اثبات اين مدل از تكنيكهاي رياضي MCDM به شرج زير استفاده شده است: (جامعه آماري مورد تحقيق) كليه كشورهايي كه صنعت خودروسازي دارند و حدود 75 كشور ميباشند. جهت انتخاب نمونه كشورهايي مطرح بوده اند كه سهم توليدي آنان حداقل بيش از 001/0 توليد جهاني خودرو بوده و داراي يك شركت خودورسازي ميباشند و سپس از بين آنها با استفاده از تكنيك تاكونومي 24 كشور بهعنوان نمونه مورد بررسي انتخاب شدهاند. در ادامه براي آزمون و اثبات عوامل مؤثر بر استراتژي توسعه تكنولوژي از تكنيكهاي آنتروپي و تاپيس و جهت تعيين و آزمون محتواي استراتژي توسعه تكنولوژي از تكنيك كلاسترينگ استفاده شده است. سپس كشورها به دو دسته پيشرفته و ساير كشورها تقسيم شدهاند و سپس اين دو دسته با يكديگر مقايسه شدهاند.پس از انجام مراحل فوق، الگوي توسعه استراتژيك تكنولوژي مشابه مدلهاي استراتژيك بهصورت شبكهاي طراحي شده و كشورهاي نمونه روي آن تعيين موقعيت شدهاند. باكمك اين الگو ميتوان موقعيت هر كشور را از نظر محتواي استراتژي توسعه تكنولوژي و استراتژي كه بايد اتخاذ نمايد تعيين كرد و همچنين با استفاده از آن اقدامات و تغييراتي كه بايد در زمينه توسعه صنعتي، تكنولوژيكي و زيرساختها در حركت از هر وضعيت به وضعيت ديگر انجام شود را مشخص كرد.
بخش صنعت كشور، امروزه از لحاظ فناوري، دچار نوعي بيبرنامگي بوده و بخش عمدهاي از مشكلات صنعتي در راستاي توسعه نيافتگي آن، ناشي از همين امر است زيرا ورود فناوري بدون برنامهريزي استراتژيك مناسب، باعث خروج سرمايه از كشور شده و در داخل نيز از بهرهوري و كارايي مناسبي برخوردار نيست. از همه مهمتر اينكه فناوريهاي موجود، باعث انتقال دانش فني و توليد فناوريهاي مشابه در داخل و يا توسعه و بهبود و بوميسازي آن نميشوند. هدف از اين مطالعه، طراحي الگوي توسعه استراتژيك فناوري با درنظر گرفتن نوع رويكرد و محور توسعه است. در اين مدل، هرخانه مشخصاتي از نقطه نظر سطح توسعه صنعتي، فناورانه و زيرساختها را نشان ميدهد. با استفاده از اين الگو، ميتوان موقعيت هر كشور و استراتژي مورد اتخاذ را نشان داد. در الگوي توسعه استراتژيك فناوري در صنعت خودرو: پيروي از رويكرد سيستمي، توجه به ابعاد محوري، سادگي فرايند، هماهنگي فرايند و نيز تأكيد بر محور سياستگذاري و هدفگذاري، مديريت فرصتها، قابليت سيستمي به صورت رفت و برگشت و همچنين توان تطبيق با شرايط، بخوبي نمايش داده خواهد شد. در بخش اول اين مطالعه كه مربوط به ادبيات موضوعي پژوهش است، عوامل مؤثر بر استراتژي توسعه فناوري و عوامل محتوايي استراتژي توسعه فناوري و تكنيكهاي MCDM و زيرساختهاي مربوط به توسعه فناوري، معرفي خواهند شد. سپس مدل موردنظر با توجه به اطلاعات جمعآوري شده، محتواي استراتژي توسعه فناوري، به نوع رويكرد و محور توسعه فناوري و با در نظر قرار دادن عوامل مؤثر بر استراتژي توسعه فناوري، ارائه خواهد شد. آنگاه كشورهاي منتخب براساس اطلاعات جمعآوري شده از آنها، روي مدل قرار ميگيرند و در آخر نيز تحليل ميشوند.
فناوري و مفاهيم آن 1. فناوري بررسي ادبيات فناوري نشان ميدهد كه توافقي همگاني در مورد مفهوم واژه فناوري وجود ندارد. برخي آن را از جنس دانش و برخي آن را توانايي ميدانند. عدهاي نيز از ماهيتي همچون سيستم، مجموعه، فرايند، وسيله، فعاليت، اقدام و حتي محيط براي توصيف آن استفاده كردهاند: 1 . سازمان توسعه و همكاري اقتصادي، فناوري را بهكارگيري دانش علمي براي حل مشكلات توسعه يك جامعه ميداند. 2 . سازمان مديريت تحقيقات صنعتي اروپا، فناوري را وسيله بهكارگيري دانش، علم و اكتشافات براي توليد كالا و خدمات تعريف كرده است. 3 . فناوري بهعنوان كاربرد عملي دانش علمي و مهندسي در جهت درك، توسعه و يا كاربرد محصولات، خدمات، فرايندها و يا عمليات تعريف شده است. به بيانيديگر، فناوري عامل تبديل كننده منابع طبيعي، زمين، سرمايه و نيروي انساني به كالاهاي ساخته شده است. 4 . پيتر دراكر استاد مسلم مديريت، تأكيد كرده است كه فناوري نه معني نحوه كار دستگاهها يا روشهاي توليد بلكه به معناي نحوه انجام كارها و چگونگي ساخت دستگاهها توسط انسان است.
2. تشريح فناوري اولين وسيله در تحليل فناوري، ايجاد چارچوبي استاندارد براي تشريح فناوريهاست. اين تشريح به 6 سؤال پاسخ ميدهد. الف- تكنولوژي چه انجام ميدهد؛ وظيفه آن چيست؟ ب- تكنولوژي چگونه عمل ميكند؛ اصول عمليات آن چيست؟ پ- تكنولوژي چگونه كار ميكند؛ سطح كاركرد و عملكرد آن چيست؟ ت- تكنولوژي به چه شباهت دارد؛ ساختار آن چيست؟ ث- از چه ساخته شده است؛ از چه موادي ساخته شده است؟ ج- چه ابعادي دارد؛ اندازه آن چيست؟ الف- وظايف: يك روش انجام اين كار، استفاده از فعل يا اسم براي تشريح وظيفه است. فعل ميگويد كه مجموعه فناوري چه انجام ميدهد و اسم نشان ميدهد كه انتظار انجام چه كاري را داريد. سه فعل ممكن براي تشريح يك مجموعه فناوري عبارتند از: 1. فرايند 2. انتقال 3. ذخيرهسازي ب- اصول عمليات: روشي استاندارد براي تشريح اصول عمليات وجود ندارد و تحليلگر هر فناوري مجبور است از قضاوت و نظر خود استفاده كند. در اين مورد، از فرايند علائم استفاده ميشود كه ممكن است بهصورت علامت دستي براي نشان دادن حضور يا عدم حضور شرايط خاص مطرح شود. پ- كاركرد: احتمالاً اندازههاي مختلفي از كاركرد فناوري وجود دارد. تحليلگر فناوري در جستوجوي اندازهگيريهاي قابل تكرار است. براي اين منظور 4 اندازه ذيل را ميتوان تعريف و مشخص كرد: 1. كارايي 2. ظرفيت 3. چگالي 4. دقت ت- ساختار: تحليلگران فناوري معمولاً ساختار را از سه نظر بررسي ميكنند: 1. شكل 2. پيكربندي 3. پيچيدگي پيچيدگي، بعد كليدي ساختار بوده و براي كمك به تشريح پيچيدگي، رجوع به سلسله مراتب فني كه ميان سطوح مختلف مجموعه فناوري تمايز ايجاد ميكنند، سودمند است. در سلسله مراتب فني، هر چه مجموعه فناوري بالاتر باشد، پيچيدهتر بوده و از زيرسيستمهاي بيشتري تشكيل ميشود. ث- مواد: براي تشريح نقش مواد در فناوري، تمايز ميان كاربرد و ساختار، سودمند و مفيد خواهد بود. كاربرد يك ماده، بيانگر زمينههاي خاص آن (مانند الاستيك بودن) است، اما ساختار بهطور معمول به ويژگيهايي نظير استحكام و صلابت، اشاره دارد. گاهي از كاربرد و ساختار بهعنوان ويژگيهاي اوليه و ثانويه ياد ميكنند.
توسعه فناوري منظور از توسعه فناوري، توسعه آن دسته از توانمنديهاي فناورانه است كه سازمانها و بنگاهها براي دستيابي به اهداف كسب و كار خود در دوره زماني مشخصي به آنها نياز دارند. توسعه فناوري اساساً فرايندي استراتژيك است كه شامل تصميمگيري در مورد توسعه يا عدم توسعه فناوريهاي مختلف ميشود. وقتي سازماني يا بنگاه بر توسعه فناوري خاصي متمركز ميشود، بايد تصميم بگيرد كه آن را چگونه و از كجا به دست آورد و منابع مالي را از چه راهي تأمين ميكند. به بياني ديگر، توسعه فناورانه عبارت است از: تصويري جامع از آينده كه اهداف ملي توسعه فناوري، پيشبيني در جهت حل مسائل كشور و اهداف توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، در آن تدوين شده باشد.
محورهاي توسعه فناوري محورهاي توسعه فناوري ميتوانند بهصورت زير باشند: 1 . رهبري توسط دولت 2 . رهبري توسط بخش صنعت 3 . مشاركت استراتژيك بخش دولتي و خصوصي به هنگام انتخاب محوري خاص براي توسعه فناوري، بهتر است عوامل زير را مدنظر بگيريم: 1 . ارزش استراتژيك فناوري در سطح ملي 2 . بازار هدف فناوري 3 . بازدهي سرمايهگذاري در بخش خصوصي فناوري، زماني واجد ارزش استراتژيك براي كشور است كه منافعي قابل توجه براي رفاه اجتماعي، اقتصادي، محيط زيست و بهداشت عمومي داشته باشد. عامل بازار هدف، اشاره به مصرف كننده و كاربر نهايي موردانتظار از فناوري دارد و سومين معيار، اشاره به اعتقادات و ديدگاههاي بخش خصوصي است.
محورهاي توسعه فناوري
 |
مديريت استراتژيك مديريت استراتژيك عبارت است از هنر علم و تدوين، اجرا و ارزيابي تصميمات وظيفهاي چندگانه كه سازمان را قادر ميسازد به هدفهاي بلندمدت خود دست يابد. اين نوع مديريت، در برگيرنده مراحل تحليل، تدوين، اجرا و ارزيابي استراتژي است. اصل اساسي مديريت استراتژيك اين است كه سازمانها بايد براي بهره جستن از فرصتهاي خارجي و پرهيز از اثرات ناشي از تهديدات خارجي يا كاهش آنها، در صدد تدوين استراتژيهايي برآيند. يكي از فعاليتهاي اصلي و ضروري مديريت استراتژيك اين است كه نقاط ضعف و قوت دواير و واحدهاي سازمان را شناسايي و آنها را ارزيابي كند. سازمانها ميكوشند استراتژيهايي را به اجرا در آورند تا نقاط قوت داخل، تقويت شود و ضعفهاي داخلي برطرف شده يا بهبود يابند.
فرايند مديريت استراتژيك
الگوي مديريت استراتژيك با استفاده از الگوي زير ميتوان فرايند مديريت استراتژيك را به بهترين شكل ممكن مورد مطالعه قرار داد و به كار برد. چارچوب ارائه شده در الگوي زير، الگويي جامع، متداول و قابل قبول از فرايند مديريت استراتژيك است. اين الگو، هيچگاه موفقيت سازمان را تضمين نميكند، اما براي تدوين استراتژيها، اجرا و ارزيابي آنها، روشي روشن و عملي ارائه ميدهد. فرايند مديريت استراتژيك، پويا و مستمر است. تغيير درهر يك از اركان الگو، موجب تغيير در برخي ديگر يا تمامي اجزاي تشكيل دهنده آن خواهد شد. بنابراين، فعاليتهايي كه در زمينه تدوين استراتژيها، اجرا و ارزيابي آنها صورت ميگيرند، جنبه دائمي دارند نه مقطعي (سالانه، 6ماهه). واقعيت امر اين است كه فرايند مديريت استراتژيك، هيچ پاياني ندارد.
الگوي مديريت استراتژيك
برنامهريزي استراتژيك برنامهريزي استراتژيك، گرفتن تصميمات امروز با توجه به شرايط محيطي و از ديدگاه عملياتي براي رسيدن به نتايج فرداست، بهگونهاي كه در ابتداي ظهور، با نام «برنامهريزي برونگرا» مطرح شد. گفتني است كه گرچه اولين مشخصه مديريت استراتژيك، تمركز آن بر عوامل بيروني است، اما برنامهريزي استراتژيك بر اصول ديگري نيز اتكا دارد، مثلاً: 1 . آينده را نميتوان پيشبيني كرد اما ميتوان آن را آفريد. 2 . جمع كل، الزاماً حاصل جمع ساده اجزاي خود نيست به بياني ديگر رابطه 4=2+2 همواره برقرار نيست. 3 . تنها يك راهكار شخصي، لزوماً به موفقيت منتهي نميشود و براي رسيدن به موفقيت ميتوان راهكارهاي متعددي پيش رو داشت. 4 . سازمانها نيز مانند انسانها از يك سو تمايل به سازش با تغييرات محيط خود دارند و از سوي ديگر تمايل به كارآفريني، نوآوري و خلق راهكارهايي جديد و متناسب با شرايط محيطي هستند. پرواضح است كه گرايش نخست، منجر به دور افتادن از مسير و گرايش دوم، منجر به تعقيب فلسفه وجودي سازمان ميشود و اين هر دو در برنامهريزي استراتژيك مدنظر است. برنامهريزي استراتژيك، پلي است به سوي آينده كه يك مدير آيندهنگر از طريق آن ميخواهد سازمان را از آنچه كه هست به آنچه كه ميتواند باشد، هدايت كند.
معرفي شاخصهاي مستقل و وابسته براي ارزيابي و ارائه الگو شاخصهاي مستقل و وابسته مقاله كه تحت عنوان «عوامل مؤثر بر استراتژي توسعه فناوري» شناسايي شدهاند، به شرح زير هستند: 1 . عوامل مؤثر بر استراتژي توسعه فناوري: اين عوامل كه در تدوين و اتخاذ استراتژي توسعه فناوري دخالت ميكنند و توجه به آنها لازم است، به 3 دسته عمده زير تقسيم ميشوند: - سطح توسعه صنعتي كشور: اين عامل كه بهعنوان عاملي مهم در تمامي فعاليتهاي اقتصادي كشور در بخش صنعت و سياستگذاري مطرح ميشود، تحت تأثير متغيرهاي زيادي قرار ميگيرد كه مهمترين و قابل دسترسيترين آنها عبارتند از: الف- متوسط توليد صنعتي 10 سال بر جمعيت كشور ب- متوسط ارزش صادرات در 10 سال براي ارزيابي اين عوامل و اينكه بتوانيم از خروجيهاي ارزيابي براي مقاله خود استفاده كنيم، از تكنيك آنتروپي و تاپيس استفاده كردهايم. - تعيين ميزان سطح توسعه فناوري: اين عامل، براستراتژي مورد استفاده صنعت در زمينه فناوري، تأثير گذاشته و رابطهاي مستقيم با نوع استراتژي توسعه فناوري دارد. اين عامل، خود تحت تأثير متغيرهايي ديگر است كه مجموعه سطح توسعه فناوري را مشخص ميكند. مهمترين و قابل دسترسترين اين شاخصها عبارتند از: الف- تعداد اختراعات ثبت شده ب- ميزان صادرات فناوري بالا پ- تعداد مقالات علمي منتشر شده در نشريان علمي ت- درصد هزينههاي آموزشي از توليد خالص داخلي ث- نسبت هزينههاي R&D به توليد ناخالص داخلي ج- تعداد محققين و مهندسين شاغل در صنايع توليدي در محاسبه سطح توسعه فناوري نيز از تكنيكهاي آنتروپي و تاپيس، مشابه روش محاسبه سطح توسعه صنعتي، استفاده شده است. 2 . سطح زيرساختهاي موردنياز براي توسعه فناوري: عوامل مهمي كه در ميزان توسعه فناوري و حركت آن مؤثرند و پايين بودن سطح آنها باعث كندي حركت توسعه فناوري و گاهي توقف آن ميشوند، تحت عنوان زيرساختهاي توسعه فناوري مطرح بوده و به شرح ذيل شناسايي شدهاند: - زيرساخت اطلاعاتي الف- درصد كاربران اينترنت ب- تعداد تلويزيون به ازاي هر هزار نفر پ- تعداد مقالات علمي منتشر شده در نشريات علمي معتبر - زيرساخت انساني الف: تعداد دانشجويان مهندسي و علوم ب: تعداد تكنسينهاي R&D - زيرساخت تجهيزاتي الف- نسبت راهآهن به جمعيت ب_ نسبت راه آبي به جمعيت پ- نسبت تعداد فرودگاهها به جمعيت ت- نسبت بزرگراهها به جمعيت براي محاسبه در رتبهبندي كشورهاي منتخب از نقطه نظر زيرساختهاي توسعهاي، از تكنيك بيمقياسسازي فازي استفاده شده است. 3. عوامل محتواي استراتژي توسعه فناوري: در تعيين محتواي استراتژي توسعه فناوري كه ويژگي اين مقاله است، ميتوان به 2 عامل اصلي رويكرد توسعه فناوري و محور توسعه فناوري اشاره كرد. به بياني ديگر، اين دو عامل الگوي استراتژي موردنظر براي توسعه فناوري در صنعت خودرو را ارائه ميدهند: - محور توسعه فناوري: كه خود به دو دسته دولتي و خصوصي تقسيم ميشود و شاخصهاي شناسايي و قابل دسترس آنها، عبارتند از: الف- درصد سرمايهگذاري بخش خصوصي در صنعت خودرو ب- درصد سرمايهگذاري بخش دولتي در صنعت خودرو با توجه به در نظر گرفتن شاخصهاي فوق و استفاده از تكنيك «كلاسترينگ»، كشورهاي منتخب از نظر محور توسعه فناوري، به دو دسته دولتي و خصوصي تقسيمبندي ميشود. - رويكرد توسعه فناوري: منظور از رويكرد توسعه فناوري، همان سياستهاي استفاده از انتقال فناوري، بخش تحقيق و توسعه و يا سياستهاي تركيبي است كه متغيرهاي شناسايي شده و قابل دسترس آن عبارتند از: الف- صادرات محصولات خودرو ب- تعداد مقالات علمي منتشر شده درباره صنعت خودرو در نشريات علمي پ- تعداد محققين و مهندسين شاغل در صنعت خودرو با بهكارگيري شاخصهاي بالا و استفاده از تكنيك كلاسترينگ، كشورهاي منتخب از نظر رويكرد توسعه، بهطور كلي به دو دسته انتقال فناوري و تحقيق و توسعه تقسيم ميشوند. 4. سطح پيشرفتگي در صنعت خودرو: با توجه به اينكه عامل سطح پيشرفتگي صنعت خودروي كشورهاي منتخب در تحليلها و بهكارگيري نوع استراتژي توسعه فناوري توسط كشورها، نقش مهمي دارد، شاخصهاي قابل دسترسي ذيل، مورد بررسي قرار گرفتهاند: الف- سهم خودرو از كل صادرات كشور ب- نسبت هزينههاي R&D صنعت خودرو به كل هزينههاي R&D پ- صادرات محصولات خودرو ت- تعداد تكنسينهاي شاغل در R&D با توجه به شاخصهاي ياد شده و استفاده از تكنيك كلاسترينگ، كشورهاي منتخب از نقطه نظر پيشرفتگي، به دو گروه A و B تقسيم ميشود.
الگوي استراتژيك توسعه فناوري
ارزيابي و ارائه الگو كشورهاي منتخب، خودروسازان عمده جهان بوده و اكثر توليدات عرصه خودروسازي جهان را به خود اختصاص ميدهند. آنها عمدهترين مصرفكننده جهاني خودرو نيز به شمار ميآيند. اين كشورها را ميتوان با توجه به نوع استراتژي اتخاذ شده از سوي آنها، از نقطه نظر رويكرد و محور توسعه، تقسيمبندي و مشخص كرد. سپس ميزان عامل مؤثر بر توسعه فناوري در اين كشورها را محاسبه كرد. اگر جداول محاسباتي فوق را با توجه به نوع رويكرد و محور توسعه فناوري و همچنين بينش و ديدگاه مديريتي استراتژيستها و تصميمگيران در ارتباط با توسعه فناوري، با هم تركيب كنيم، الگويي حاصل ميشود كه ميتوان آن را الگوي توسعه استراتژيك فناوري در صنعت خودرو ناميد. اين مدل مشابه مدلي استراتژيك بوده و ميتوان آن را با توجه به لحاظ دو ديدگاه، ميزان توجه و كنترل بر محورهاي افقي و عمودي، ارائه داد. در ضمن، با توجه به الگو و جدولهاي محاسبه شده، كشورهاي منتخب خودروساز را ميتوان در خانههاي آن موقعيتيابي كرد.
استراتژي كشورها با محوريت توسعه توسط دولت و رويكرد انتقال فناوري (G&T)
 |
ويژگيها و استراتژيهاي مربوطه خانه M1: اين خانه كه با رويكرد انتقال و محور توسعه دولتي نشان داده شده است، استراتژي خروج را توصيه ميكند. به بياني ديگر، صنعت خودروي كشوري كه در اين خانه قرار ميگيرد، بايد نسبت به وضعيت خود تجديد نظر كرده و نسبت به حذف اين صنعت تصميمگيري كرده و يا با ارتقاي سطح توسعه فناورانه، توسعه صنعتي و زيرساختهاي خود، از اين وضعيت خارج شده و آن را بهبود بخشد. اين كشور بايد نوع رويكرد و محور توسعه خود را نيز تغيير دهد. خانه M2: اين خانه كه با رويكرد تحقيق و توسعه و محور توسعه دولتي مشخص شده است، استراتژي رقابتي را توصيه ميكند. در اين حالت، كشوري كه در اين خانه قرار ميگيرد، از وضعيت صنعت خودرو و توانمندي متوسطي برخوردار بوده و براي حفظ موقعيت خود، نيازمند تجديد نظر در استراتژيهاي ديگر است. اين كشور براي توسعه بيشتر در صنعت خودرو، بايد محور توسعه خود را از دولتي به خصوصي تغيير داده و سطح توسعه فناورانه، صنعتي و زيرساختهاي خويش را ارتقا دهد. خانه M3: اين خانه كه نشاندهنده رويكرد انتقال و با محور بخش خصوصي است، استراتژي محافظهكارانه توصيه ميكند. كشورهايي كه در اين وضعيت قرار دارند، از لحاظ صنعت خودرو تقريباً مناسب بوده، اما براي توسعه بيشتر صنعت خودرو بايد رويكرد خود را به سمت تحقيق و توسعه تغيير دهند و سطح توسعه فناورانه، صنعتي و زيرساختهاي خود را بهبود بخشند. خانه M4: اين خانه كه داراي رويكرد تحقيق و توسعه و محور توسعه بخش خصوصي است، در صنعت خودرو بسيار پيشرفته بوده و داراي بهترين شرايط از نقطه نظر سطح توسعه فناورانه، توسعه صنعتي و زيرساختهاي توسعهاي است. به كشوري كه در اين خانه قرار ميگيرد، استراتژي توسعهاي يا تهاجمي توصيه ميشود. به بياني ديگر، كشور ياد شده در حال حاضر در بهترين وضعيت ممكن قرار داشته و ميتواند به همين شيوه ادامه دهد و با سرمايهگذاري در زمينه توسعه، همچنان در اين وضعيت پيشرو باشد.
وضعيت توسعه استراتژيك كشورها
 |
نحوه قرار گرفتن كشورهاي منتخب بر روي الگوي استراتژيك توسعه فناوري خانه M1: توصيه خانه M1 استراتژي تدافعي ميباشد. حداكثر سطح توسعه صنعتي، فناورانه و زيرساختهاي آن، به ترتيب عبارتند از: 143، 37/0 (5/0، 16/0، 17/1) و حداقل اين ميزان عبارت است از: 079/0، 002/0 (008/0، 02/0، 019/0). در نتيجه، كشورهايي كه در اين خانه قرار ميگيرند، بايد استراتژي تدافعي را برگزينند.
خانه M2: از نوع استراتژي رقابتي است و حداكثر سطح توسعه صنعتي، توسعه فناوري و زيرساختهاي آن به ترتيب: 45/0، 23/0 (316/0، 2/0، 11/2) است. در صورتي كه هدف آنها حركت به سمت خانه بالاتر M4 باشد، بايد محور توسعه را متناسب با آن تغيير داده و همچنين سطح توسعه صنعتي، فناورانه و زيرساختهاي خود را نيز به ميزان مشخص شده، ارتقا دهند. خانه M3: استراتژي اين خانه از نوع محافظهكارانه است و حداكثر سطح توسعه صنعتي، فناورانه و زيرساختهاي آن عبارتند از: 45/0، 15/0 (08/1، 26/0، 58/1) و حداقل هر كدام عبارتند از: 42/0، 1/0 (52/0، 17/0، 43/0) است. در اين استراتژي، وضعيت صنعت خودرو خوب (نسبتاً) اما قابل تغيير به نامناسب است. خانه M4: استراتژي اين خانه كه داراي رويكرد R&D و محور خصوصي ميباشد از نوع توسعهاي است و ماكزيمم سطح توسعه صنعتي، توسعه تكنولوژي و زيرساختهاي آن عبارتند از 58/0، 78/0 (6، 1/1، 48/2) و مينيمم مقادير آن عبارتند از: 43/0، 13/0 (03/0، 029/0، 7/1) ميباشد.
نتيجهگيري و پيشنهادات توسعه صنعتي در صنعت خودروي كشور، بدون توجه به سطح توسعه صنعتي، فناورانه و زيرساختهاي مناسب توسعهاي، امكانپذير نيست. در صورت سرمايهگذاري كلان در اين حوزه، نتايجي اندك حاصل خواهد شد. پيشنهاد ميشود كه قبل از توجه به توسعه صنعتي در اين حوزه، سطح توسعه صنعتي، فناورانه و زيرساختهاي كشور، مورد بررسي دقيق قرار گيرند. همچنين اين موارد را ميبايستي در صنعت خودروي كشور مورد ارزيابي قرار داد تا بتوان با برنامهريزي دقيق، سطح موارد فوق را در صنعت ارتقا بخشيد. بايد توجه داشت كه فناوري ماهيتي مستقل ندارد بلكه با عملكرد آن در توليد، معني پيدا ميكند. ارزش فناوري، ابزاري بوده و به قابليتهايي ديگر بويژه نيروي انساني وابسته است. پيشنهاد ميشود كه: 1 . هدف الگوي توسعه استراتژيكي مطرح شده در اين مقاله، انتخاب استراتژي مناسب براي توسعه فناوري است، اما ميتوان اين مدل را توسعه داد به گونهاي كه انتخاب نوع فناوري مناسب را نيز شامل شود. پيشنهاد ميشود كه در اين راستا از مدلهاي رقابتي بويژه مدل رقابتي «پودتر» استفاده شود. 2 . چارچوب كلي الگوي استراتژيك توسعه فناوري ميتواند توسط ساير محققين در ساير صنايع نيز مورد آزمايش قرار گرفته و بررسي شود كه آيا در اين چارچوب ميتوان الگويي مشابه براي ساير صنايع طراحي كرد يا خير. 3 . الگوي مورد بحث، از نظر تعداد (دو محور) و محتواي آن قابل توسعه و گسترش است. در اين مقاله و موضوع مورد نظر آن، از برخي تكنيكهاي مناسب در چارچوب روشي منطقي براي حصول به نتايج، استفاده شده است. ساير محققين ميتوانند بررسي كنند كه از چه تكنيكهاي ديگري ميتوان استفاده كرد.
منابع 1 . فلويد، كريس، تكنولوژي در خدمت بنگاه، ترجمه: غلامرضا نصيرزاده، انتشارات سازمان مديريت صنعتي، ص18 2 . ارگلاس، هنري، بررسي تطبيقي سياستهاي كلان تكنولوژي، ترجمه: مهرداد تقوي گيلاني، عقيل ملكيفر، انتشارات دفتر مطالعات مؤسسه آموزشي و تحقيقاتي صنايع دفاع، 1385، ص 11 3 . ديويد، فردار، مديريت استراتژيك، ترجمه: علي پارسائيان، سيدمحمد اعرابي، نشر دفتر پژوهشهاي فرهنگي 4 . اصغرپور، جواد، 1385، تصميمگيريهاي چند معياره، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ چهارم، صفحات 260 و 195 5 .ماكويي، احمد، 1387، تكنيكهاي تصميمگيري، انتشارات مهر و ماه نو، چاپ دوم، ص 25
|