استقرار خطمشي: تعاريف
استقرار خطمشي، اشاره دارد به «فرايند دروني ساختن خطمشيها براي بهبود مستمر (كايزن) در سراسر شركت، از بالاترين سطح تا پايينترين سطوح».
«استقرار خطمشي از هر كس ميخواهد تا خطمشي را برحسب مسئوليتهاي خودش تعبير و تفسير كند و از هركس ميخواهد تا معيارهايي را براي ارزيابي ميزان موفقيتش در انجام خطمشي، در نظر بگيرد».
ماساكي ايمايي (Masaaki Imai)
كايزن: كليد موفقيت رقابتي ژاپن
استقرار خطمشي، همچنين اشاره دارد به: مديريت خطمشي، مديريت برمبناي خطمشي، هوشين كانري، برنامهريزي هوشين.
هدف
متمركزسازي منابع بر تعدادي از حوزههاي پيشرفت در سطوح شركت (معمولاً 1 تا 3 حوزه بحراني) كه نيازمند بهبود وضعيت رقابتي و يا مقابله با تهديدات در يك محيط اجتماعي- اقتصادي هستند.
ابزار و روشها
چرخه بهبود مستمر PDCA، برنامهريزي استراتژيك، ارتباطات از بالا به پايين و از پايين به بالا، مذاكره (گفتوگو)، رأي دادن، اتفاق نظر (اجماع)، تشخيص مدير.
رسالتها، ارزشها، باورها و اصول راهنما
رسالتها، ارزشها و يا بيان باورها- در سطح فلسفي كلان- بيانگر آن دسته از چارچوبهاي اصلي است كه سازمان برمبناي آنها شكل گرفته است. اين باورها، ارزشها و رسالتها، ممكن است در متن اصول راهنما يا اصول يافته شده بيان شده و به هر كارمندي به هنگام ورودش به سازمان ارائه شود.
بيانيه مأموريت شركت يا سازمان
بيانيه مأموريت سازمان، بر ارزشها و يا اصول راهنماي سازمان استوار است. بهطور كلي، بيانيه مأموريت سازمان بيان ميدارد كه:
- سازمان چه چيزي (كاري) انجام ميدهد.
- مشتريان اصلي محصولات يا خدمات سازمان چه كساني هستند.
- در دورهاي بلندمدت، سازمان تلاش ميكند تا به چه نقطهاي برسد و هنگام رسيدن به آن موقعيت، چگونه به نظر خواهد رسيد.
«اجزا و عناصر بنيادين استقرار خطمشي»