مؤلف: كاوان هازلي
نيازمنديهاي اقتصادي و محيطي، كاهش وزن خودرو را از اهميت روزافزوني برخوردار كرده، است. از آلياژ آلومينيم- سيليسيم (Al-Si)، نظير (Al-7Si-, 3Mg) Al356 و (Al-17Si-4,5cu-0,6Mg) Al390 به دليل نسبت استحكام به وزن بالاي آنها در توليد موتور، استفاده ميشود.
بدنه موتور تحت تنشهاي سيكلي (تناوبي)، حرارتي و مكانيكي و در حركت نسبي با ديگر اجزاي موتور قرار دارد. استحكام خستگي بالا و مقاومت خوب و مناسب در برابر سايش از خصوصيات مهم و حياتي در افزايش طول عمر بدنه موتور است. تركهاي ميكروسكپي در تنشهاي متناوب، در نقاط تمركز تنش ايجاد ميشود و تا انهدام كامل قطعه در سراسر آن انتشار مييابد. اگر خرابي قطعه، سريع انجام شود، فرايند خستگي به ايجاد و انتشار تركهاي ميكروسكپي، بستگي دارد.
اگر تنش تناوبي در خستگي با سيكلهاي بالا كم باشد، بخش عمده و اعظم عمر خستگي، صرف ايجاد تركهاي ميكروسكپي ميشود. سايش، عامل عمده خرابي بدنه موتور است. اين فرايند به دو بخش تقسيم ميشود.
- وجود ذرات سخت و مواد شيميايي در مورد خنككنندهها و سيالات براي روغنكاري به سايش، اصطكاك شديد و مخرب ميانجامد.
- سايش مخرب از فشار و ضربه گازها و هواي گرم، ناشي ميشود.
با انجام روغنكاري، اصطكاك بين ديواره موتور و پيستون نيز ميتواند چسبندگي ايجاد كند. در نهايت خستگي، ميزان سايش را افزايش ميدهد. استحكام خستگي بالا و مقاومت سايشي بدنه موتور بايد قابليت قالبگيري و ماشينكاري داشته باشد، زيرا بدنه موتور، شكل پيچيدهاي دارد. بدنه، ابتدا قالبگيري سپس تراشكاري و صيقلكاري ميشود.
عيوب ريختهگري و ريز ساختاري آلياژهاي Al-Si
فازهاي يوتكتيك و اصلي: آلياژ Al-Si داراي سيستمي يوتكتيك به همراه تركيب يوتكتيك 6/12درصد در Si است. سيليكون، ضريب انبساط حرارتي را كاهش، مقاومت در برابر سايش و خوردگي را افزايش و قابليت ريختهگري و ماشينكاري را بهبود ميدهد. (شكل 1) هنگامي كه آلياژهاي Al-Si جامد ميشوند، آلومينيم اوليه، به صورت شاخهاي[1] شكل ميگيرد و رشد ميكند. فاز سيليكون نيز به شكل ذرات درشت و ناموزون اوليه، رشد ميكند. وقتي دما به نقطه يوتكتيك برسد، فازهاي يوتكتيك از Al-Si، هستهگذاري و تا اتمام فرايند انجماد، رشد ميكنند. آلياژهاي هيپويوتكتيك، در دماي اتاق از يك فاز آلومينيمي و انعطافپذير و يك فاز سيليكوني يوتكتيكي سخت و شكننده تشكيل شدهاند. آلياژهاي هيپويوتكتيك غالباً از ذرات سيليكوني اوليه درست و ناموزون بهتري نسبت به فاز سيليكون بوتكتيك برخوردارند.
 |
رسوبهاي بين فلزي: آلياژ Al-Si معمولاً داراي عناصر همزيست نظير:مس، منگنز، منيزيم، روي و آهن ميباشد. ميزان حلال بودن عناصري نظير آلومينيم با افزايش دما افزايش مييابد. ميزان حلال بودن اين عناصر از چگالي زياد در دماي بالا به چگالي كم در طول فرايند انجماد، كاهش مييابد و فازهاي بين فلزي ثانويه، شكل ميگيرند. براي مثال، رسوب سيليسيم، منگنز و آهن، فاز (AL12(FeMn)3) را تشكيل ميدهد فازهاي بين فلزي گوناگون در آلياژهاي آلومينيم ايجاد ميشوند، زيرا فلز Al، خصوصيت الكترونگاتيو و ظرفيت بالا دارد.
 |
عيوب ريختهگري: آلياژهاي Al-Si كه ريختهگري ميشوند، معمولاً داراي عيوب ريختهگري نظير تخلخل و ناخالصيها هستند. قابليت ماشينكاري قطعاتي كه از آن ساخته ميشوند نيز كاهش مييابد. تخلخل، معمولترين عيب موجود در ريختهگري Al-Si است. حفره[2] نميتواند در برابر فشار خارجي مقاومت كند، حفرهها نوعي مراكز تمركز تنش هستند كه به پيدايش و رشد ريز تركها ميانجامند. خلل و فرجهاي ميكروسكپي به دليل حل نشدن گازهاي حل نشدني ايجاد ميشوند و از ذوب و نقص در تغذيه بين دندريتي، ناشي ميشود. قابليت انحلال هيدروژن در مذاب Al-Si با افزايش دما، افزايش مييابد. هنگامي كه آلياژ مذاب Al-Si، جامد ميشود. اتمهاي هيدروژن از مذاب، جدا و هيدروژن مولكولي، تشكيل ميشود.
اگر آلياژ، سريعتر از زمان خروج مولكولهاي هيدروژن مذاب، جامد شود، خطر حبس شدن گاز در درون آلياژ جامد، وجود دارد.
تعداد زيادي ساختار دندريتي نيز در طول فرايند انجماد، در آلياژ Al-Si تشكيل ميشود. اين شاخهها در مذاب، فضا اشغال ميكنند و ميزان سيال بودن مذاب را كاهش ميدهند. بنابراين فرورفتگي و فضا در مذاب و در بين شاخهها، پر ميشود و پس از جامد شدن مذاب، خلل خروج و سوراخهاي ميكروسكپي در طول شاخهها تشكيل ميشود. عناصر آلياژي با چند مكانيزم بر تشكيل تخلخل، تأثير ميگذارند. عنصر آلياژي ميتواند دامنه انجماد آلياژ Al-Si و به دنبال آن، ميزان تخلخل را تغيير دهد.
اگر دامنه انجماد، كم شود، مناطق خميري در ماده جامد شونده و ميزان تخلخل، كاهش مييابد.
عناصر آلياژي، ساختار شاخهاي بين فلزي[3] را در طول فرايند انجماد، تشكيل ميدهد و به دنبال آن خلل و فرج در راستاي اين شاخهها ايجاد ميشود.
ميكروساختار آلياژ (Al-9%Si-3%Cu) نشان ميدهد كه سوراخها و حفرات در اطراف سوزنهاي Al5AlSi، تجمع ميكنند. عناصر آلياژي، فازي با نقطه ذوب پايين تشكيل ميدهند و در طول فرايند انجماد نميتوانند بين شاخهها قرار گيرند و فضاي بين آنها را پر كنند. مطالعه آلياژ Al-Mg-Si كه به وسيله Sr اصلاح شده است، نشان ميدهد كه افزايش 2درصدي مس موجب 7 برابر شدن تخلخلهاي ميكروسكپي ميشود. اين مكانيزم به اين صورت است كه مس، تعدادي فاز بين دندريتي غني شده از مس تشكيل ميدهد كه در دماي پايينتري منجمد ميشوند و به طور كامل پر نميشوند. شكل 2، ارتباط بين تودههاي تخلخل و مقدار مس را نشان ميدهد. عنصر آلياژي، فازهايي با نقطه ذوب بالا در مذاب، ايجاد ميكند كه ميزان روان روي مذاب را كاهش ميدهد و به تشكيل تخلخل كمك ميكند. عناصر آلياژي نظير: سديم، فسفر، تيتانيم، بور و شكل فاز سيليسيم با ذرات تصفيهكننده دانه نيز فرايند تشكيل تخلخل تأثير ميگذارند. افزايش ريزكنندههاي دانه، ميزان جوانهزني را افزايش و اندازه دانهها را كاهش ميدهد. عمل پالايش دانهاي، اندازه حجم حفرات را كاهش ميدهد و توزيع آنها را يكنواخت ميكند. تصفيه يا اصلاح سيليكون بر تشكيل تخلخل، تأثير ميگذارد. در آلياژهاي هايپريوتكتيك، فسفر براي تشكيل ذرات ALP به عنوان مكان تجمع ذرات سيليكون اوليه اضافه ميشود. افزودن فسفر درصد خلل و فرج را به ميزان قابل توجهي كاهش ميدهد.
اصلاح يا تغيير در آلياژ Al-Si، ذرات فاز يوتكتيك را تصفيه ميكند و خصوصيات ماشينكاري آلياژ ريختگي را بهبود ميبخشد، اما ميزان تخلخل نيز افزايش مييابد. اين تغييرات به ايجاد مكانيزمهاي احتمالي متعدد ميانجامد. ماده اصلاح كننده، ظرفيت يا ميزان ناخالصي را در مذاب افزايش، ميزان حلال بودن هيدروژن را در فلز جامد، كاهش و ميزان انقباض حجمي را افزايش ميدهد. عمليات اصلاح، در مقايسه با اثر كم يا چگالي كم هيدروژن در مذاب، تأثيري كمتر بر تشكيل تخلخل دارد.
احاطه شدن با ذرات غيرفلزي (ناخالصيهاي غيرفلزي)، عيب ديگري در ريختهگري آلياژهاي Al-Si است. اكسيدها و سيليكات ها معمولاً در طول فرايند ذوب يا تغذيه، ايجاد ميشوند. ناخالصيها بر هم كنش ضعيفي دارند و خوشهاي[4] را تشكيل ميدهند. آنها معمولاً در فضاي بر هم كنش خود داراي اتصال نيستند و تركها در فضاي برهم كنش بين آنها يا بين زمينه و ناخالصي، به راحتي ايجاد ميشوند. مقاومت سايشي و خستگي با ايجاد تركهاي ميكروسكپي، كاهش مييابند.
تأثير عيوب ريختگي و ريزساختاري بر خصوصيات مكانيكي آلياژ Al-Si
الف- تأثيرات ريزساختارهاي اوليه و يوتكتيك
فرسايش در آلياژ Al-Si با شكلگيري و پراكندگي تركهاي ميكروسكپي در سراسر فاز سيليكون يا در زمينه آلومينيمي، ايجاد ميشوند. سيليكون، ساختاري سخت و شكننده دارد و به راحتي ترك بر ميدارد. گاهي نيز اتصال يا جدا شدن سيليكون از فاز زمينه آلومينيم، رخ ميدهد. تركهاي ميكروسكپي معمولاً از اين مكان شروع و سپس پراكنده ميشوند. خصوصيات ميكروسكپي ساختاري بر ايجاد و رشد تركهاي خستگي تأثير ميگذارند. اين عناصر عبارتند از: [5]DAS يا فضاي اشغال شده توسط بازوهاي دندريت، اندازه و پراكندگي ذرات سيليكون، مقاومت در برابر شكستگي پيوند در سيليكون و ميزان قدرت بر هم كنش بين سيليكون و زمينه آلومينيمي. تأثير اندازه سلول دندريتي و DAS بر مسير شكست در وقتهاي كششي آلياژ (Al356/357) Al ، مطالعه و بررسي شده است. مرزهاي سلولي در نمونههاي DAS و سلولهاي دندريتي بزرگ با تراكم بالاي سيليكون، تعيين شده است. ذرات سيليكون در نمونههاي DAS و سلولهاي كوچك، در مرزهاي بين سلولي دورتر است، اما بيشتر آنها بر روي مرزهاي دانه قرار دارند. مسير شكست در نمونههايي از DAS بزرگ، در طول مرزهاي سلولي قرار دارند كه تراكم بالاي ذرات سيليكون شكسته شده[6] در آنجا موجود است.
 |
مسير شكست در نمونههاي داراي DAS كوچك، در طول مرز دانهها ميباشد و ذرات سيليكون شكسته شده و ترك خورده نيز مشهود است.
اثر اندازه و شكل ذرات سيليكون يوتكتيك بر رفتار رشد تركهاي خستگي در آلياژ Al-Si-Mg در شرايط فشار ثابت، مطالعه و بررسي شده است. تصفيه[7] ذرات سيليكون يوتكتيك، مقاومت در برابر رشد تركهاي خستگي را بهبود ميبخشد. (شكل 3)
ايجاد و رشد تركها در فضاي بدون تقويت كننده زمينه نيز رخ ميدهد. باندهاي لغزشي نابجاييها در زمينه نيز توليد كننده تركهاي ميكروسكپي است. زمينه (ماتريس)، فضاهاي بدون تقويت كننده نيز دارد و در آن هيچ استحكامي نظير ذرات سيليكون يا رسوبهاي بين فلزي وجود ندارد. اين فضاهاي تقويت نشده، نسبتاً نرم است و لغزش تحت فشار خارجي نيز ميتواند به راحتي ايجاد شود.
اگر دگرگوني يا تغيير شكل خستگي به ميزان بيشتر و يكنواختتري پراكنده شده باشد، رفتار خستگي آلياژ Al-Si بهبود مييابد و از كرنش موضعي پيشگيري ميشود. اگر تعداد ذرات زمينه در آلياژ استفاده شوند، ذرات فلزي، پخش ميشوند و توليد ترك خستگي به تأخير ميافتد. به دنبال آن استحكام خستگي ماده نيز افزايش مييابد. هنگامي كه رفتار خستگي آلياژهاي Al-Zn-Mg-Cu با درجه خلوص تجاري (7075) و درجه خلوص بالا (7075-X) مقايسه شوند، درمييابيم كه آلياژ درجه خلوص تجاري داراي حد خستگي بالاتر است. (شكل 4)
آلياژ درجه خلوص تجاري، داراي مقداري منيزيم و كروم است و در آلياژ، مقداري رسوب Al2Mg2Cr توليد ميكند. اگر مقداري ترك از قبل وجود داشته باشد، رسوبهاي فاز ثانويه، فرايند خستگي را سرعت ميبخشند. گسستن پيوند بين زمينه ذره يا شكستن فاز ثانويه، گسترش يا انتشار تركهاي خستگي را تسريع ميكنند. سختي سطحي نيز بر رفتار خستگي تأثير ميگذارد. سطح سخت، ارتقاي حد خستگي را كه از اصلاح ميكروساختار دروني ناشي ميشود، توازن ميبخشد.
مكانيزم عمدهاي كه موجب سايش آلياژ سيليكون- آلومينيم ميشود لايه لايه بودن يا تورق ماده سطحي است. شكستن ذرات سيليكون يا برهم كنشهاي بين زمينه و سيليكون، ريز تركها را ايجاد ميكند. اين ريز تركها در طول قسمتهاي زير سطح تا زمان رسيدن به سطح، پراكنده ميشوند. اگر هيچ محافظتي از جانب فاز سخت ثانويه وجود نداشته باشد مواد سائيده خارجي ميتوانند با تغيير شكل برگشت ناپذير موضعي (تغيير شكل پلاستيك)، زمينه نرم آلومينيم را تخريب كنند. مقاومت سايش در فشار يا بار نسبتاً پايين، تحت تأثير مقدار سيليكون قرار نميگيرند، اما افزودن سيليكون در آلياژ Al-Si، به هنگام افزايش فشار، مقاومت سايشي را افزايش ميدهد. (شكل 5)
 |
با افزايش محتوا يا مقدار سيليكون، فشارهاي متغير در آلياژ Al-Si از سايش كم به سايش متوسط و از سايش متوسط به سايش شديد افزايش مييابد. هر دو آلياژهاي هايپريوتكتيك و هيپويوتكتيك، به عنوان ماده Tribological براي موتور استفاده ميشوند. آلياژ هايپريوتكتيك Al-Si به دليل دارا بودن مقاومت به خستگي بالاتر كه از وجود مقدار بيشتر فاز سيليكون ناشي ميشود. در توليد بدنه موتور كه فاقد Sileder Line باشد، استفاده ميشود.
مكانيزم كلي موجب افزايش مقاومت به سايش در آلياژ Al-Si ميشود. سيليكون، سختي كلي آلياژ را افزايش ميدهد و به دنبال آن آلياژ، در برابر سايش مقاومت ميكند. اين امر، همواره به اين معني نيست كه هر چه مقدار سيليكون در آلياژ بيشتر باشد مقاومت سايش بيشتري در آلياژ، ايجاد ميشود.
به دليل تردي و شكنندگي سيليكون، ايجاد فشار آن را ميشكند و به دنبال آن سايش كلي آلياژ، افزايش مييابد. اين مسئله زماني محقق ميشود كه فاز سيليكون، ساختاري خشن داشته باشد. مقدار مكانيزم سيليكون در آلياژ Al-Si به شرايط استعمال ماده يا قطعه و ساختار سيليكون بستگي دارد.
ب- تأثيرات عيوب ريختهگري و بين فلزي
فاز بين فلزي، تأثيري زياد بر خستگي و فرسودگي آلياژهاي Al-Si دارد. فازهاي ثانويه، معمولاً نسبت به فاز زمينه، سختتر هستند. اگر فازهاي ثانويه پراكنده باشند، مانع لغزش نابجاييها يا رشد تركهاي ميكروسكپي ميشوند و بار خارجي را تحمل ميكنند، بنابراين حد خستگي و مقاومت به فرسايش افزايش مييابد، اما اگر آنها خشن و زبر باشند، به آساني ميشكنند و تركهاي ريز را تشكيل ميدهند كه باعث كاهش خستگي (حد خستگي) و سخت فرسايي ميشود. شكل فاز ثانويه بر خواص زمينه، اثر ميگذارد. معمولاً فاز ثانويه نوكدار (تيز) باعث تمركز تنش و تشكيل تركهاي ريز ميشود. براي مثال، تركيبات بين فلزي آهن- آلومينيم (Al-Fe) در آلياژهاي Al-Si به گونههاي مختلف ظاهر ميشوند.
منظور از تركيبات بين فلزي Al-Fe، آلياژهاي آهنرباي آلفر[8] است. آلياژ بدون كربن، داراي 12درصد AL و بقيه آن آهن خواص كشساني مغناطيسي آن در ترانسفورماتورها به كار ميرود.
منحصرترين تركيبات بين فلزي سوزني شكل، B- Al5FeSi است. اين فاز، تردي زمينه را ميبرد و تمركز تنش، ايجاد ميكند، بنابراين ميزان زيادي از خواص مكانيكي آلياژ Al-Si، كاهش مييابد.
اندازه و شكل عيوب ريختهگري، عوامل مهمي هستند كه بر خواص ماده تأثير ميگذارند. عيوب بزرگ و نوكتيز، خواص ماده را بد ميكنند. توزيع عيوب، عاملي ديگر است كه اثرات آن را تعيين ميكند. مقاومت به خستگي، تابعي از ريزساختار موضعي در ريختهگري است. براي مثال، ناهمگني ريزساختاري در آلومينيم A356 ريختهگري شده در قالبهاي ثابت و تأثير آن بر خستگي، به محل ريختهگري بستگي دارد. مقاومت بر خستگي موضعي به ميزان زيادي در نمونههايي كاهش مييابد كه از خارج قسمت سرريز به سمت مركز راهگاه برداشته شدهاند. اولي شامل انجماد فلز اول و دومي شامل انجماد فلزدوم است. مقدار يوتكتيك Al-Si و دانسيته ريزمكها در امتداد مسير انجماد، كاهش مييابد، بنابراين ريز تركها در مكانهايي ايجاد مي شوند و رشد ميكنند كه داراي كسر بيشتري از عيوب يا ميزان يوتكتيك بالاتر Al-Si هستند. تحقيقات نشان ميدهد كه عيوب سطحي، (به عنوان نقطه آغاز تركها) باعث كاهش زيادي در مقاومت به خستگي آلياژها ميشوند. رفتار خستگي آلياژ خام ريختهگري Al-7Si-Mg، بررسي شده است. استحكام خستگي نمونه پوليش خورده كه عيوب ريختگي كمتري دارد، بسيار بيشتر از نمونه خام است. (شكل 6) توزيع معيوب بر حسب انجماد در ريختهگري تغييرميكند. ريختهگري محل عيوب را تعيين ميكند تا آنجا كه مقاومت به خستگي مواد در اثر عيوب، كاهش كمتري مييابد.
فرسايش، فرايندي سطحي است. عيوب سطحي بسيار زيانآورتر از عيوب واقع در مركز ماده براي سخت فرسايي است.
روشهايي براي بهبود خواص آلياژ Al-Si
الف- آلياژسازي: بعضي از عناصر، جدا از مقدار كمي عنصر وارد شده (همزيست)، به مقدار مشخصي به مذاب Al-Si اضافه ميشوند تا حساسيت آلياژ را به عمليات حرارتي و ريزساختار تغيير دهند. آلياژسازي به روش تأثيرگذاري براي بهبود خواص مكانيكي آلياژ Al-Si تبديل شده است.
عناصر آلياژساز، كه اغلب در آلياژ Al-Si به كار ميروند شامل آهن، منيزيم، مس، منگنز، نيكل، روي، سرب و فسفر ميباشند. آهن، فاز سيليكون را به وسيله فاز Al-Si-Fe تعديل و از چسبيدن در ريختهگري تحت فشار پيشگيري ميكند. منيزيم با رسوب دادن Mg2Si نرم در زمينه، ماده را تقويت ميكند. مس نيز ميتواند آلياژ را با رسوب دادن AlCu2 يا اصلاح فاز شكننده Al-Si-Fe، تقويت كند. مس نيز مقاومت به خوردگي آلياژهاي Al-Si را بهبود ميبخشد.
منگنز، Al-Fe-Si را تعديل ميكند و خواص انقباضي و شكلپذيري آلياژ را بهبود ميبخشد. نيكل ميتواند سختي و استحكام آلياژ Al-Si را در دماي بالا و تركيب با مس، افزايش دهد. روي، عمليات حرارتي را بهبود ميبخشد و انقباض، ايجاد ميكند. سرب نيز خواص ماشينكاري را افزايش ميدهد.
فسفر در آلياژ هايپريوتكتيك باعث تصفيه فاز سيليسيم اوليه ميشود تشكيل رسوبهاي فاز ثانويه، غلبه بر تخلخل، بهبود دانه و اصلاح فازي، ناشي از تأثيرات عناصر آلياژساز بر خواص آلياژ Al-Si هستند.
آلياژ 3HA، نمونه خوبي از آلياژسازي است و داراي تركيب:
Al-14%Si-2%Cu-0.5%Mg-0.5%Mn-5S%Zr مقدار 5/0درصد و استرونتيم به عنوان عنصر بهساز (تعديل كننده) ميباشد.
بهسازها: موادي هستند كه در متالورژي و در ذوب آلياژها براي تغيير ساختار ظاهري فازي ثانويه به آلياژ اضافه ميشوند و اغلب با تشكيل فاز ثانويه غيرفلزي همراه هستند. نظير: سديم و استرونتيم در آلياژهاي Al-Si.
اين آلياژ، تركيب خوبي براي ماشينكاري، استحكام خوب در دماي بالا، سخت فرسايي (مقاومت به سايش)، مقاومت به خوردگي و سيال بودن دارد و به گزينهاي مناسب در ميان آلياژهاي Al-Si تبديل شده است از اين آلياژ براي ساخت پوستههاي موتور بدون پوشش استفاده ميشود.
منبع:
- Journal of materials Engineering and Performance, Vol 12(3), 2003.
- Non ferrous alloys and pure metals,Metals Hndbook Ninth edition