جستجوي پيشرفتهجستجو    نسخه شماره 105 - 1386/02/01 - نشريه صنعت خودروي صد و پنج

تلرانس چارت


اتانول سوخت پاك آينده


آشنايي با فرايندهاي عمليات حرارتي كوئنچ، تمپر و آنيلينگ


سوپر شارژر، عملكرد و انواع آن


 تلرانس چارت 
نويسنده : سليمان كبرلو

آشنايي با تلرانس چارت يا زنجيره تلرانسي

به‌طوري كلي، وقتي قطعه‌اي كه روش توليد آن ماشينكاري است با يك نقشه وارد قسمت مهندسي شركت‌هاي توليدي در ايران مي‌شود، واحد مهندسي انتخاب‌هاي توليد را حدس زده و گيج و فيكسچرها ساخته مي‌شوند. سپس روي ماشين‌آلات موجود و يا گاهي روي ماشين‌آلات خريداري شده نصب شده و سعي مي‌شود قطعه مورد نظر به روش سعي و خطا توليد شود. در برخي مواقع نيز قطعه توليد شده با نقشه مطابقت ندارد. وقتي كار به اينجا مي‌رسد، به بن‌بست خورده و معمولاً يا حل نمي‌شود و يا با صرف هزينه زياد قابل حل مي‌باشد.
حال بايد ديد چه كنيم كه به اين مشكلات برخورد نكرده و كمترين هزينه را بدون تست عملي يا ساخت فيكسچرهاي توليدي داشته باشيم و در عين حال، كمترين زمان ممكن را براي چيدمان خط توليد صرف كنيم. در صنعت كنوني كه رقابتي است، علاوه‌بر هزينه چيدمان يك خط، زمان چيدمان بسيار مهم است چون ممكن است چند شركت همزمان قطعه‌اي واحد را توليد كنند. در اين‌گونه موارد، زمان رسيدن به نتيجه بسيار مهم است. تنها راه‌حل حل ممكن، ترسيم تلرانس چارت يا زنجيره تلرانسي است. به كمك اين چارت مي‌توان قبل از چيدمان خط و تنها به كمك اطلاعات مندرج در نقشه، ماشين‌آلات و قطعه خام، خط توليد را به‌گونه‌اي چيدمان كرد كه كاربري‌هاي استخراج شده در آن، بهترين و بهينه‌ترين باشند و ديگر به سعي و خطا براي توليد، نيازي نباشد.

معرفي تلرانس چارت
1. آناليز ماشينكاري
معمولاً قسمت طراحي يا بخش توسعه محصول هر شركت، سعي مي‌كند قطعه را طوري طراحي كند كه كمترين قيمت ممكن را داشته باشد. بخش متد نيز پس از طراحي قطعه، مسئوليت چيدمان خط توليد را برعهده دارد كه مي‌بايستي فرايند و ماشين‌آلات خط توليد را به صورت بهينه انتخاب كند.
ماشينكاري، فرايندي گرانقيمت بوده و يك كارشناس متد مي‌بايستي در چيدمان خط توليد به موارد زير توجه داشته باشد:
الف- از روشي استفاده كند كه تعداد عمليات روي قطعه كمتر باشد (خشن، مياني، نقاط مبناي اوليه و...)
ب- تا حد ممكن ابعاد قطعه خام قبل از ماشينكاري را مطابق با كمترين حجم ماده قابل برداشت در هر Operation محاسبه كند.
پ- ماشينكاري را (تا حد ممكن) مستقيماً با ابعاد نهايي نقشه انجام دهد.
ت- ماشين‌آلات را با توجه به تلرانس‌هاي مورد نياز در هر Operation انتخاب كند.

2. تلرانس‌هاي اقتصادي
هر ماشين ابزار، تلرانس خاص و تعريف شده خود را توليد كرده و نمي‌توان با تنظيم يك عدد، از هر ماشين همان عدد را گرفت. همچنين ماشين‌ابزار مختلف، تلرانس‌هاي مختلفي را توليد كرده و لقي‌هاي متفاوتي دارند. اين موضوع در تلرانس چارت بسيار اهميت دارد زيرا ميزان دقت ماشين‌آلات انتخابي مي‌بايستي دقيقاً مشخص باشد. البته به غير از لقي‌هاي ماشين‌آلات، عوامل ديگري مانند عمر ابزار و قابليت تكرارپذيري ماشين نيز بر دقت خروجي اعمالي به قطعه تأثير مي‌گذارد كه بهتر است دقت كلي در نظر گرفته شود. (پس از ترسيم تلرانس چارت اين موضوع بيشتر توضيح داده مي‌شود)
گفتني است كه دقت هر ماشين ابزار، اقتصادي‌ترين تلرانس بوده و اگر بخواهيم دقتي بالاتر از آن را از ماشين‌ابزار بگيريم، قيمت بالا خواهد رفت (زيرا به تنظيم دقيق‌تر و زمان بيشتري نياز دارد، reject و rework بيشتر خواهد شد و...)
در جدول زير مثال‌هايي كلي از ماشين‌آلات مختلف ارائه شده كه در آن، اقتصادي‌ترين تلرانس براي ماشين‌آلات ياد شده ذكر شده است.

 

 

 

 

 

3. ابعاد وضعيت
الف- ابعاد (Condition Dimention (CD
اين بعد، ابعاد نهايي ذكر شده در نقشه است كه در نمودار تلرانس چارت به CD معروف است.

ب- ابعاد ماشينكاري
هر Operation ماشينكاري از نقطه‌اي مبنا گرفته كه معمولاً ماشين‌ابزار براساس آن تنظيم مي‌شود. بعد ماشينكاري مي‌تواند با استفاده از تنظيم يا قطر ابزار ايجاد شود و يا از فيكسچر ماشينكاري مبنا گرفته شود. اين ابعاد، همان ابعادي است كه مي‌بايستي در process sheet ذكر شود. اين بعد در مواردي كه ابزار بعدي را به تنهايي توليد مي‌كند TD) Tool Dimention) و در مواقعي كه بعدي نسبت به نقطه مبنا توليد مي‌شود WD) Working Dimention ) نام دارد.

4. انواع ابعاد ماشينكاري
الف- بعد كاري Working Dimention (حركت ابزار)
ب- بعد ماشين Machine Dimention (فاصله بين دو سوراخ و...)
پ- بعد ابزار Tool Dimention (قطر، گام و...)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

5. حداقل حجم ماده قابل برداشت1
هر ابزار براده‌برداري، يك مقدار حداقل بار لازم دارد تا عمل براده‌برداري را انجام دهد. در غير اين صورت، عمل براده‌برداري انجام نمي‌شود و ابزار صرفاً بر روي قطعه كار كشيده مي‌شود يا به اصطلاح «كرنجه»2 مي‌كند.اصطلاحاً به اين مورد حداقل حجم ماده قابل برداشت يا SR مي‌گويند.
مثال‌هايي از حداقل حجم براده قابل برداشت، در جدول زير ارائه شده است:

 

 

 

6. حداقل اندازه ابعاد قطعه خام3
حداقل اندازه ابعاد قطعه خام، بعد لازم براي توليد قطعه‌اي خوب است. با محاسبه اين ابعاد (ابعاد قطعه خام) ابعاد و تلرانس‌هاي قطعه خام تعريف شده و نقشه قطعه خام استخراج خواهد شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

7. نقاط شروع ماشينكاري و كلمپينگ‌ها4
الف- عمومي
- به‌طور كلي اگر وضعيت يك قطعه در حد مناسب باشد و در موقعيتي مناسب قرار گيرد، مي‌توان قطعه‌اي خوب توليد كرد. حتي به شرطي كه موقعيت قطعه خوب باشد، مي‌توان در توليد انبوه، تكرارپذيري خوبي داشت.
- نقاط شروع در كنترل، مي‌بايستي تا حد ممكن همان نقاطي باشند كه در توليد قطعه مدنظر گرفته مي‌شود (ابعاد، موقعيت و فرم)

ب- نقاط شروع
عموماً براي موقعيت دادن به هر قطعه، نياز به 6 نقطه داريم چون هر قطعه در فضا، سه بعد حركتي و سه چرخش مي‌تواند داشته باشد.
لذا براي مهار آن به 6 نقطه نياز داريم.

 

 

 

 

ب-1. قطعات داراي شكل فضايي
- سه نقطه در كف قطعه كه يك بعد و دو چرخش را مهار مي‌كند.

 

 

 


- دو نقطه در كنار قطعه كه يك بعد و يك چرخش ديگر را مهار مي‌كند.

 

 

 


 

- يك نقطه در سمت ديگر قطعه كه بعد سوم را نيز مهار مي‌كند.

 

 

 

 

ب-2. قطعات سيلندري
- V كوتاه كه دو نقطه بوده و دو حركت در بعد را مهار مي‌كند.

 

 

 

- V بلند كه 4 نقطه بوده و دو بعد و دو چرخش را مهار مي‌كند.

 

 

 


- سه نظام كه 5 نقطه بوده و دو بعد و سه چرخش را مهار مي‌كند.

 

 

 

 


- مركز يا مرغك كه سه نقطه بوده و سه بعد را مهار مي‌كند.

 

 

 

 

- مركز به مركز يا دومرغك كه 5 نقطه بوده و سه بعد و دو چرخش را مهار مي‌كند.

 

 

 

نكات مهم
نقاط شروع در فيكسچر ماشين، مي‌بايستي تا حد ممكن كوچك باشند.
نقاط كنترلي مي‌بايستي مطابق با نقاطي باشند كه در توليد به كار گرفته شده‌اند در واقع كنترل و توليد مي‌بايستي معادل يكديگر باشند.
پ- كلمپينگ
براي جلوگيري از پيچش و خمش قطعه، نقاط كلمپ شده مي‌بايستي دقيقاً روبه‌روي نقاط شروع يا Base باشند.

8 . نكته عمومي و مهم در ماشينكاري
معمولاً براي داشتن اولين سطح ماشينكاري در اولين Oper، مي‌بايستي از سطح قطعه خام مبنا گرفته شود. طريقه انتخاب اين مبناها از روي نقشه به اين ترتيب است كه دقيق‌ترين فاصله از سطح خام به سطح ماشينكاري كه روي نقشه داده شده است را انتخاب و مبناي اوليه را در آن قرار مي‌دهيم. مثلاً در شكل زير نقاط مبنا از سطح خام و در Oper بعدي از سطح ماشينكاري شده قبلي، است.

 

 

 

 

 

 

 

9. زنجيره تلرانس
الف- اصول اصلي زنجيره تلرانسي
معمولاً نمي‌توان با هر OP ماشينكاري ابعاد نهايي نقشه را نتيجه‌گيري كرد و سطوحي كه به عنوان نقطه‌هاي شروع يا مبنا نيز در نظر گرفته مي‌شوند، نقاطي نيستند كه بعد سطح يا بعد نهايي نقشه را نتيجه دهند. سپس مي‌بايستي براي رسيدن به ابعاد نقشه يك سري محاسبات انجام داد و دريافت كه آيا با Operهاي در نظر گرفته شده مي‌توان به ابعاد نقشه دست يافت يا خير. به اين محاسبات اصطلاحاً زنجيره تلرانسي تلرانس چارت گفته مي‌شود.
ب- اصول محاسبات
هنگامي كه ماشينكاري سطحي در operخاصي انجام شود كه ابعاد آن مستقيماً در نقشه داده نشده باشد، مي‌بايستي تلرانس چارت آن را ترسيم كرد.
ابعاد نهايي نقشه Condition Dimention ناميده مي‌شوند و به صورت زير نمايش داده مي‌شوند:



براي محاسبات زنجيره تلرانسي، مي‌بايستي ابعادي را كه ماشينكاري مي‌شوند با CDها لينك كرده و با استفاده از دو فرمول مهم زير، آنها را محاسبه كرد:


يعني:
مجموع تلرانس WDهايي كه CD مربوطه را مي‌سازند تلرانس هر CD
و:

 

يعني:
مجموع WDهايي كه CD مربوطه را مي‌سازند= اندازه هر CD
روش ترسيم تلرانس چارت يا زنجيره تلرانسي عبارت است از:
1. يافتن CDها (تمامي بعدهاي ذكر شده در نقشه و تمام SRها)
2. يافتن زنجيره با لينك‌هاي زنجيره تلرانسي (براي هر Cd يك زنجيره يا يك لوپ بايد بسته شود)
3. محاسبه تلرانس‌هاي ابعاد ماشينكاري WDها
4. محاسبه ابعاد ماشينكاري (خشن‌تراشي، مياني، پرداخت) و ابعاد خام

پانوشت‌ها:
1. Minimum Stock Removal (SR)
2. Crush
3. Minimum Row Dimention (RD)
4. Starting Point and Dampino


 اتانول سوخت پاك آينده 
نويسنده : ابوالفضل جعفرنژاد

وابستگي كشورهاي پيشرفته به نفت و وقوع بحران‌هاي نفتي در دهه 1970 به دليل فزوني مصرف بر توليد و نيز افزايش فوق‌العاده قيمت نفت، كشورهاي صنعتي را بر آن داشت تا با مسئله انرژي برخوردي متفاوت كنند. شروع نگراني‌هاي زيست‌محيطي و كاهش منابع فسيلي، بهبود استانداردهاي زيست‌محيطي زندگي در قالب كنوانسيون‌ها و پيمان‌نامه‌هاي متفاوت- نظير پروتكل كيوتو- از سوي ديگر، منجر شد تا متخصصان با اعمال روش‌هاي گوناگون و استفاده از مواد جايگزين در بنزين و يا تهيه سوخت‌هاي جايگزين پاك، به اهداف خود در زمينه حفظ محيط‌زيست و توسعه پايدار، دست يابند. در حال حاضر، اتانول به عنوان منبعي قابل اعتماد، مي‌تواند جايگزين سوخت‌هاي رايج باشد. اتانول با توجه به منابع هر كشوري قابل توليد است. در ايران از ملاس، در امريكا از ذرت، در اروپا از سيب‌زميني و... اتانول به دست مي‌آورند. در اين مقاله سعي شده است، ضمن بررسي روش‌هاي توليد اتانول در كشور، به جنبه‌هاي اقتصادي، زيست‌محيطي و... اين سوخت پرداخته و روش‌هايي مناسب براي توليد و استفاده از آن پيشنهاد شود.

 

در حال حاضر، افزون‌بر 98 درصد از اتانول توليدي در جهان، با استفاده از روش تخمير قندها، حاصل مي‌شود. قند مورد استفاده را مي‌توان از منابعي مختلف نظير مواد نشاسته‌اي، قندي، كشاورزي، پساب‌هاي صنعتي و منابع ليگنوسلولزي استحصال كرد.
هزينه توليد اتانول، نسبت به قيمت مواد اوليه، قيمت تحويل آن به بخش فرايند و همچنين تركيب مواد اوليه، حساسيت بالايي دارد. بنابراين، موفقيت در توليد اتانول و رقابت آن با بنزين مي‌تواند به موقعيت جغرافيايي منطقه، نوع آب و هوا، روش توليد، خواص محصولات كشاورزي و نوع ضايعات آنها بستگي داشته باشد. سيستمي كه براساس هزينه پايين مواد اوليه، دسترسي آسان به مواد اوليه و استفاده از محصولات جانبي تأسيس شده باشد، ممكن است توجيه اقتصادي داشته باشد.

منابع سلولزي
در حال حاضر، با توجه به پيشرفت تكنولوژي، پتانسيلي جهاني براي استفاده از مواد ليگنوسلولزي و تبديل آن به الكل از طريق تخمير، به وجود آمده است.
توليد انبوه مواد سلولزي از انواع كربوهيدرات‌ها، در كل جهان رايج است و تحقيقات بسياري در زمينه فرايندي‌كردن مواد ليگنوسلولزي و تبديل آنها به اتانول در حال انجام است. البته مشكلات تكنيكي و اقتصادي موجود در زمينه هيدروليز به منوساكاريدهاي تشكيل‌دهنده آن، تأثير زيادي بر امكان‌سنجي توليد اتانول دارد. براي اقتصادي‌بودن و استفاده مؤثر در مقياس صنعتي، بايد ملاحظات خاصي نظير توسعه همه‌جانبه فرايند، جداسازي محصولات و بازيابي استفاده از محصولات جانبي را مدنظر قرار داد.
طبيعت كريستالي و چسبنده سلولز و مقاومت آن در برابر انواع روش‌هاي هيدروليز و توليد قندهاي قابل تخمير، به كانون تحقيق و توسعه براي توليد اقتصادي اتانول از مواد سلولزي تبديل شده است.

مشتقات كشاورزي
ميزان توليد ضايعات و پسمان محصولات كشاورزي در جهان، بسيار بالا بوده و با توجه به تركيب آنها، به منبعي مناسب تبديل شده است. برگشت اين ضايعات به خاك، زمينه‌ساز افزايش حاصلخيزي، كنترل فرسايش، آزادسازي مواد موردنياز خاك و پايداري ساختمان آن مي‌شود. فصلي بودن اين توليدات و پراكندگي آنها، افزايش هزينه را در پي دارد.

جدول 1: تركيب عمومي برخي انواع چوب

 

 

 

 

زباله‌هاي خانگي
يكي از منابع بزرگ ضايعات مواد سلولزي در كشورهاي پيشرفته، زباله‌هاي خانگي هستند. در 1980، ميزان توليد روزانه اين ضايعات در امريكا 105×28 تن بوده كه 58 درصد از آن سلولز بوده است. توليد اتانول از زوائد جامد شهري در سطح تجاري، توسط امريكا و كانادا امكان‌پذير خواهد بود.

محيط‌هاي جنگلي
توليد اتانول به عنوان محصول سلولزي به مثابه منبع قندي، حساسيت شديدي به نوع درخت دارد. در حالت عمومي، چوب‌هاي سخت، سوبستراي مناسب‌تري در مقايسه با چوب‌هاي نرم هستند. ميزان سلولز در چوب، به ميزان باران، شرايط خاك و آب و هوا بستگي دارد.
چوب سخت در درختاني مانند درخت سپيدار، تبريزي، افرا، بلوط و... چوب نرم در درختاني مانند درخت كاج سفيد، درخت ماموت و صنوبر شرقي، يافت مي‌شود. ساير مواد اوليه در جدول 2 آمده‌اند.

جدول 2: منابع اوليه توليد الكل

 

 

 

 

 

 

كاربرد اتانول
اتانول با توجه به خواص شيميايي و فيزيكي خود، موارد استفاده متعددي دارد كه چند نمونه از آنها عبارتند از:
1. اتانول به عنوان حلال
2. اتانول به عنوان سوخت
3. اتانول به عنوان ماده اوليه توليد ETBEا1 به منظور افزايش عدد اكتان
نظير ETBEا2 كه ماده‌اي افزودني به بنزين براي افزايش عدد اكتان است. البته در حال حاضر MTBE مشكوك به سرطان‌زايي بوده و مصرف آن رفته‌رفته متوقف مي‌شود. با جايگزين ETBE مي‌توان به عدد اكتان بالاتري دست ‌يافت. ETBE داراي ضريب فراريت كمتري نسبت به MTBE بوده و محتواي اكسيژن آن بيشتر است. بنابراين با مصرف آن، احتراق كامل‌تر و سوختي تميزتر و در نتيجه آلودگي كمتر هوا خواهيم داشت.

اتانول به عنوان سوخت
يكي از مسائل و مشكلات پيش‌روي بشر در قرن 21، مسئله محيط‌زيست است. افزايش جمعيت و توسعه استانداردهاي زندگي، رابطه‌اي مستقيم با مصرف انرژي و سوخت در منازل و خودروها دارد. انسان‌ها همواره به آب و هواي پاك، سوخت تميز و مواد قابل بازيافت و تجزيه شونده نياز دارند. به همين علت، بشر ناخواسته به‏سوي استفاده از سوخت پاك هدايت مي‌شود. در اين ميان، اتانول مي‌تواند به عنوان منبع انرژي تميز و قابل اطمينان مطرح باشد.
در حال حاضر، سه راه براي استفاده از اتانول به عنوان سوخت وجود دارد:
1. اتانول به صورت مخلوط با بنزين به صورت 10-E يا 85-E
2. توليد ETBE به مثابه افزايش‌دهنده عدد اكتان
3. اتانول به صورت خالص به عنوان سوخت
بنزين حاوي اتانول Gashol ناميده مي‌شود. از اتانول مي‌توان به عنوان افزايش‌دهنده عدد اكتان استفاده كرد. اتانول را مي‌توان از منابع سلولزي، قندي و نشاسته‌اي به دست آورد و سپس به صورت مخلوط يا خالص، به عنوان سوخت به كار برد. در حال حاضر، اختلاف قيمت بنزين و اتانول و نيز مشكلاتي نظير فرايند توليد، قيمت مواد اوليه و قيمت نفت، نمونه‌هايي از مهم‌ترين مسائل تأثيرگذار بر توسعه اين سوخت جديد تلقي مي‌شوند.
برطبق قانون فدرال امريكا، تمامي خودروها تا سال 2010، بايد از توانايي استفاده از 85-E برخوردار باشند. در 1990، شركت فورد، خودروهاي سازگار با 85-E خود را معرفي كرد. اين خودروها با هر نوع سوختي نظير بنزين بدون سرب و 10-E كار مي‌كنند.
در حال حاضر، افزون‌بر 40 درصد از وسايل نقليه برزيل، از اتانول خالص و بقيه از 10-E استفاده مي‌كنند. اميد است كه تا سال 2010، با توجه به پيشرفت تكنولوژي توسعه ميكرو ارگانيسم‌ها و استفاده كامل از محصولات جانبي، بتوان قيمت اتانول را تا 40 سنت به ازاي هر گالن، كاهش داد كه در اين صورت 100 درصد قابل رقابت با بنزين است.
گفتني است كه ميزان توليد بيواتانول در سال 2003 توسط امريكا، به 81/2 ميليارد گالن رسيد كه نسبت به سال 2003، حدو 32 درصد و نسبت به 1999، حدود 91 درصد رشد داشته است.
توليد اتانول در اروپا به منظور مصرف در خودروها، 5/4 برابر رشد داشته است. يعني ميزان توليد آن در 1993 از 47500 تن به 216 هزار تن در سال 2001 رسيده است. نمودار زير، روند رشد توليد در اين دوره را نشان مي‌دهد.

مزاياي زيست محيطي اتانول
1. كاهش انتشار CO2 : CO2 حاصل از سوخت بنزين و يا هر سوخت ديگر وارد اتمسفر مي‌شود و اين گاز سبب تشديد پديده گلخانه‏اي مي‌شود درحالي كه CO2 حاصل از سوخت بيواتانول و توليد شده در فرايند تخمير توسط گياهان كاشته شده جهت توليد اتانول جذب خواهد شد و اين مزيت بزرگ جهت استفاده بيواتانول به عنوان سوخت است كه حتي در سوخت‌هاي تميزي مانند گاز طبيعي نيز يافت نمي‌شود. [7]
نمودار زير نتايج حاصل از آناليز آلاينده‌هاي CO2 در سوخت‌هاي مورد استفاده اتوبوس‌ها در سوئد را نشان مي‌دهد [5].
2. كاهش انتشار CO و CH: سوخت 10-E و 5-E و 7-E نشان داده‌اند كه ميزان CO را 15-4% و ميزان CH ا7-2% كاهش مي‌دهند.
3. كاهش انتشار VOC: سوخت‌هاي حاوي اتانول كاهش VOC را نشان مي‌دهند و در عين حال نسبت به ساير سوخت‌ها صدمه كمتري به ازن وارد مي‌كنند.
4. كاهش انتشار ذرات معلق (10اPM): اجزاي معلق با قطري كمتر از 10 ميلي‌متر هستند كه در كيسه‌هاي هوايي شش انسان تجمع پيدا مي‌كنند و سبب صدمه زدن به سيستم تنفس و سرطان مي‌شود. در سوخت‌هاي حاوي اتانول انتشار ذرات معلق در حدود 10درصد كاهش مي‌يابد.
5 . اكسيدهاي سولفور (SOX): اگر بيواتانول به عنوان سوخت به صورت خالص به كار رود هيچ‌گونه سولفوري ندارد، در نتيجه اسيدي نداريم و در سوخت‌هاي حاوي اتانول نيز SOX كمتري توليد مي‌شود.
6 . اكسيدهاي نيتروژن (NOX): اين عامل در سوخت‌هاي حاوي اتانول تا 10 درصد افزايش مي‌يابد. با افزايش ميزان اتانول در بنزين، ميزان NOX كاهش مي‌يابد. با تنظيم موتور و درجه حرارت احتراق، مي‌توان اين عامل را در حدي مطلوب نگه داشت.
7. آروماتيك‌ها: اتانول، حاوي هيچ‌گونه آروماتيك، نيست. اين در حالي است كه بنزين‌هاي بدون سرب، 45 درصد آروماتيك دارند.
8 . آلدئيدها: ميزان استالدئيد در سوخت‌هاي حاوي اتانول، افزايش مي‌يابد. با استفاده از تبديل‌كننده كاتاليستي مي‌توان اين عامل را حذف كرد.
9. افزايش عدد اكتان
10. كاهش ضربه زدن3 در موتور

11. ايمني الكل: اتانول، از بنزين ايمن‌تر بوده، ديرتر آتش مي‌گيرد، در برابر شعله آتش به آساني مي‌سوزد و دود كمتري در مقايسه با بنزين، توليد مي‌كند.

ديگر مصارف اتانول
سولفورزدايي از زغال سنگ: در اين روش، اتانول به زغال سنگ اضافه مي‌شود، سپس در حضور يك كاتاليزور، حرارت‌دهي مي‌شود و سولفورهاي معدني و ارگانيك با بازده 90 درصد حذف مي‌شوند.
پلاستيك قابل تجزيه: برخي ميكروارگانيسم‌هاي خاص، با مصرف اتانول مي‌توانند پلاستيك‌هاي سازگار با طبيعت نظير پلي هيدروكسي بوتيرات (PHB) و پلي هيدروكسي والديت (PHV) توليد كنند.

محصولات جنبي ناشي از توليد اتانول
براي توليد اقتصادي و رقابتي الكل با بنزين، بايد حداكثر استفاده از محصولات جنبي را انجام داد.
محصولات جنبي توليد شده در فرايند توليد الكل، عبارتند از:
پروتئين: مواد ليگنوسلولزي مي‌توانند حاوي حدود 15 درصد پروتئين بر مبناي وزن خشك باشند. از اين پروتئين مي‌توان در غذاي حيوانات در واحدهاي دامداري و پرورش ماهي استفاده كرد.
ليگنين: اين ماده به هنگام توليد اتانول از مواد ليگنوسلولزي، بدون تغيير باقي مي‌ماند. اگر واحدي سالانه 95 ميليون گالن اتانول توليد كند، ليگنين توليدي روزانه آن 100 تن است و اين يعني مقدار زيادي جامد. ليگنين، داراي ارزش حرارتي بوده و ميزان آن از 9100 تا 13000 BTU و به ازاي هر پوند با توجه به نوع چوب فرق مي‌كند. بنابراين، ليگنين را مي‌توان به عنوان سوخت در بويلرها سوزاند و از انرژي آن استفاده كرد. تحقيقاتي در مورد استفاده بهتر از ليگنين به عنوان ماده اضافه شونده به آسفالت، آنتي اكسيدان و... در حال انجام است.
فورفورال: هيدروليز زيست توده، آزاد كردن قندهاي سلولز و همي سلولز را در بر دارد. زيلوزقند اوليه همي سلولز، مي‌تواند در حضور اسيد، به فورفورال تبديل شود. از اين تركيب مي‌توان به عنوان حلالي انتخابي، به منظور بالا بردن كيفيت روغن (نرم‌تر و روان‌تر شدن آن) استفاده كرد. هيدروژنه كردن فورفورال در دماي 200 درجه سانتي‌گراد، منجر به توليد الكل فورفورال مي‌شود كه در توليد رزين‌هاي تجاري كاربرد دارند.
فورفورال در دماي پايين، حالت چسبندگي پيدا كرده و به عنوان روكش چوب كاربرد دارد. از اين ماده در توليد نايلون نيز استفاده مي‌شود.
CO2: به ازاي توليد يك متر مكعب اتانول، 76 كيلوگرم دي‌اكسيد كربن توليد مي‌شود كه مي‌توان 70 تا 80 درصد از آن را بازيابي كرده و پس از خالص‌سازي، به‌طور مستقيم در نوشابه‌هاي گازدار و يا يخ خشك به كار برد. بايد توجه داشت كه آزاد شدن CO2 در اتمسفر، زمينه‌ساز افزايش پديده گلخانه‌اي و دماي زمين خواهد شد.
استيلج4: اگر از نيشكر براي توليد اتانول استفاده شود، به ازاي توليد هر ليتر الكل، 12 ليتر استيلج حاصل مي‌شود. معمولاً در هر 100 ليتر استيلج 40 تا 50 گرم ماده آلي وجود دارد كه به عنوان خوراك دام به كار مي‌رود.
اين ماده شامل اجزاي غيرفرار مواد باقي مانده بعد از تقطير الكل است كه تركيب آن بستگي به عواملي مختلف مانند خوراك و محل كشت بستگي دارد. در حالت كلي، اين ماده شامل واكس‌ها، چربي، الكل باقي مانده، فيبر، نمك‌هاي معدني و پروتئين است كه BOD بسيار بالايي دارد و آلاينده محيط‌زيست تلقي مي‌شود. استيلج را مي‌توان به عنوان كود به خاك برگرداند، اما بايد توجه كرد كه اين امر به مرور زمان باعث افزايش غلظت نمك و اسيديته خاك مي‌شود.

جدول 3: مقدار مصرف MTBE در سال 1381 به تفكيك پالايشگاه‌ها

 

 

 

 


روش‌‌هاي توليد اتانول از مواد ليگنوسلولزي
قندهاي حاصل از هيدروليز مواد سلولزي، توسط ميكروارگانيسم‌هاي مختلف مصرف شده و اتانول توليد مي‌شود. مواد ليگنوسلولزي، بخش چوبي شده گياهان هستند. اين قسمت‌ها در ذرت، نيشكر، زائدات چوب، كاغذ و... به آساني قابل مشاهده بوده و قسمت اعظمي از اين مواد را تشكيل مي‌دهند. مثلاً در زميني كه يك Acre نيشكر در آن توليد مي‌شود، حدود 10 تن شكر قابل استفاده انسان و 3 تن ملاس توليد مي‌گردد. همچنين، در كنار آن حدود 20 تا 25 تن مواد زائد نيز توليد مي‌شود. اين مولكول‌هاي گياهي طي فرايندي خاص مي‌توانند قند توليد كنند. اين قند پس از تخمير به اتانول تبديل مي‌شود.
با پيشرفت تكنولوژي، روش‌هاي متفاوتي براي استخراج قندها از سلولز و همي سلولز و تبديل آن به اتانول، در اختيار ما گذاشته است. از طريق پيش تصفيه مواد ليگنوسلولزي، مي‌توان سلولز و همي سلولز را از گياه آزاد كرد. تصفيه (تصفيه شيميايي) در مراحل بعدي با استفاده از آنزيم‌ها و ميكروارگانيسم‌ها، باعث تشكيل آزادسازي قندها از سلولز و همي سلولز شده و زمينه فعاليت ميكروارگانيسم‌ها براي تخمير و توليد اتانول را فراهم مي‌سازد.
در انتخاب روش توليد اتانول بايد بازهاي نهايي توليد الكل از مواد ليگنوسلولزي، نوع مواد اوليه، هزينه توليد اتانول، ميزان مصرف انرژي، ميزان محصولات جانبي و تكنولوژي توليد آنزيم و... را در نظر گرفت. ممكن است براي يك سوبستراي خاص، فرايندي خاص طراحي شود. در حال حاضر، 6 روش متداول به صورت تجاري- اقتصادي توسط شركت‌هاي مختلف ارائه مي‌شود كه از ميان اين روش‌ها، به نظر مي‌رسد فرايند آبكافت و تخمير همزمان از لحاظ اقتصادي و بازدهي، روش مناسب‌تري باشد.
- فرايند هيدروليز اسيدي (رقيق) خنثي‌سازي و تخميز
- هيدروليز اسيد (غليظ) خنثي‌سازي- تخمير
- فرايند آبكافت و تخمير همزمان سلولز (SSF)
- تخريب آمونياكي هيدروليز آنزيمي تخمير
- تخمير اسيدي و تخمير توسط ميكروارگانيسم‌هاي ترانس ژنتيك شده

نتيجه‌گيري
در ايران، با توجه به وجود منابع بالقوه مواد اوليه براي توليد اتانول حاصل از ملاس‌هاي نيشكري و چغندري، مواد نشاسته‌دار (ذرت و گندم) و مواد ليگنوسلولزي (ضايعات چوب، ضايعات كشاورزي، كاغذ بازيافتي از زباله و..)، امكان توليد اتانول فراهم است. در صورت ايجاد بازار مصرف و سرمايه‌گذاري مناسب، مي‌توان سالانه بيش از 2 ميليون تن اتانول در كشور توليد كرد. در حال حاضر، بيشتر بخش‌هاي اتانول توليدي كشور، از ملاس نيشكر و چغندر به دست مي‌آيد.

جدول 4: قيمت يك ليتر بنزين نهايي

 

 

 


 

جدول 5: اثربخشي استفاده از اتانول و MTBE

 

 

 


در بازار تركيبات اكسيژن‌دار جهان، MTBE رقيب اصلي اتانول است. مصرف MTBE به طور معمول در سال‌هاي گذشته بيش از اتانول بوده، اما با توجه به گزارش‌هاي متعددي كه MTBE را عامل آلودگي آب‌هاي زيرزميني و همچنين سرطان‌زايي معرفي مي‌كنند، ادامه استفاده از اين ماده در بسياري از كشورها مورد ترديد است.
پژوهش‌هاي صنعت نفت كشور، امكان استفاده از اتانول در سوخت بنزين را در دستور كار قرار داده و نتيجه بررسي‌ها نشان مي‌دهند كه نه تنها امكان استفاده از اتانول در سوخت خودروهاي كشور وجود دارد بلكه تا اختلاط 10 درصد، هيچ گونه نيازي به تغيير موتور و يا سيستم سوخت‌رساني نيست.
براساس اطلاعات شركت ملي پالايش و پخش فراورده‌هاي نفتي ايران و نيز پژوهشكده صنعت نفت، قيمت بنزين و MTBE توليدي و وارداتي كشور، عبارت است از:
1. قيمت تمام شده بنزين موتور توليد داخل با درنظر گرفتن قيمت‌هاي فوب خليج فارس در اواخر دسامبر 2003، هر ليتر 1905 ريال.
2. قيمت تمام شده بنزين موتور وارداتي با درنظر گرفتن قيمت‌هاي فوب خليج فارس در اواخر دسامبر 2003 با احتساب هزينه‌هاي انتقال و توزيع، هر ليتر 2032 ريال.
3. متوسط قيمت MTBE در شش ماه اول سال 1382، هر ليتر 2173 ريال.
بنزين توليدي در كشور، معمولاً داراي اكتان پايه 3/84 است كه اين رقم با افزودني‌هاي خاص به 87 در بنزين نرمال و 93 تا 95 در بنزين سوپر مي‌رسد.
آزمايش‌هاي انجام شده نشان مي‌دهند كه افزودن MTBE به بنزين، به نسبت درصدهاي جدول 4، داراي اثرهاي مختلفي است.
افزايش 5 تا 10 درصدي اتانول به بنزين پايه، داراي اثرهاي مشخص در جدول شماره (3) است. ملاحظه مي‌شود كه اثربخشي استفاده از اتانول و MTBE به شرح جدول (5) قابل ارائه است.
با توجه به جدول‌هاي شماره (3و4) شايد بتوان محصول نهايي حاصل از استفاده 15 درصد MTBE و 10 درصد اتانول را كه محصول نهايي را به عدد اكتان تقريباً 90 مي‌رساند، از لحاظ هزينه‌اي مقايسه كرد.
با توجه به استفاده از اتانول براي استفاده مطلق در سوخت با درصد خلوص 8/99 درصد، قيمت تمام شده براي هر ليتر اتانول، حدود 3600 ريال است.

جدول 6: قيمت يك ليتر بنزين نهايي

 

 

 

 

جدول 7: وضعيت مصرف بنزين و امكان جانشيني بنزين اتانول‌دار

 

 

 

 

 

 

با توجه به اثرات نامطلوب استفاده بلندمدت از MTBE و مزيت‌هاي توليد داخلي اتانول و آثار مثبت زيست‌محيطي اين افزوده، به نظر مي‌رسد كه با افزايش توليد، قيمت تمام شده اتانول كاهش يابد و امكان برنامه‌ريزي براي توليد 60 ميليون ليتر اتانول مطلق در سال به منظور استفاده در سوخت خودروها وجود دارد. بديهي است در صورت ايجاد شرايط مناسب و تشويق سرمايه‌گذاران به سرمايه‌گذاري در اين بخش و بهره‌برداري از كارخانه‌هاي توليد اتانول در دست احداث ميزان توليد به حد مطلوبي افزايش خواهد يافت.
يارانه سالانه، براي 600 ميليون ليتر بنزين مصرفي حاوي 10 درصد اتانول در كشور، معادل 78 ميليارد ريال خواهد بود. گفتني است كه يارانه مصرف روزانه بنزين در كلان شهرهاي مندرج در جدول 7 كه داراي مشكلات آلودگي در هوا و محيط‌زيست هستند، مي‌توان تعداد روزهايي را مشخص كرد كه در آن امكان استفاده كامل از بنزين حاوي 10 درصد اتانول وجود دارد.
كشورهاي جهان براي سوخت‌هاي حاوي اتانول، يارانه مي‌پردازند. يارانه پرداختي به سوخت‌هاي حاوي اتانول در امريكا و هندوستان به شرح زير است:
امريكا: ميزان يارانه پرداختي در امريكا براي هر گالن اتانول مصرفي توليد بنزين توسط شركت‌هاي توليدكننده بنزين اتانول‌دار، معادل 54 سنت و براي توليد كنندگان الكل، معادل 10 سنت و در مجموع براي هر ليتر بنزين E10،ا 648/1 سنت (140 ريال) است.
هندوستان: در هندوستان به ازاي هر ليتر بنزين توليدي اتانول‌دار (به ميزان 10 درصد) معادل 75 روپيه (150 ريال) يارانه پرداخت مي‌شود.

پانوشت:
1. Methyl Tertiart Buty Ether MTBE
2. Ethyl Tertiary Buty Ether
3. Knocking
4. Stillage

منابع:
1. نفت، گاز، پتروشيمي، شماره 37، 67-1383، 66.
2. احسان كهريزي، توليد الكل از ضايعات ليگنوسلولزي به روش آبكافت و تخمير همزمان، پايان‌نامه كارشناسي ارشد دانشگاه صنعتي شريف
3. R. Shlerser, Ethanol production in Hawaii final report, 1994.
4. Renewable Energy World, March- April 2004.
5. Brelsford Engineering. Inc (BEI) MSW and Green Cellulose Conversion for BEI Fuel Ethanol Production.


 آشنايي با فرايندهاي عمليات حرارتي كوئنچ، تمپر و آنيلينگ 
نويسنده : مهدي قراگوزلو

عمليات حرارتي، فرايندي است كه با هدف بهبود خواص مكانيكي مواد، بر روي قطعات انجام مي‌شود. از اين‌رو، براي بالابردن مقاومت در برابر سايش قطعات و افزايش استحكام آنها در حين عملكرد، معمولاً قطعات را مورد عمليات حرارتي سختكاري و تمپرينگ قرار مي‌دهند.
در برخي مواقع، نتيجه عمل سختكاري و تمپرينگ، آن چيزي نيست كه پيش‌بيني مي‌شود و قطعات، خواصي پايين‌تر از آنچه كه پس از عمليات حرارتي انتظار مي‌رود، به‌دست مي‌آورند. اين موضوع مي‌تواند علت‌هاي مختلفي داشته باشد كه عمده علل آن عبارتند از:
نرسيدن مواد به دماي آستنيته در حين گرم كردن براي سختكاري
عدم نگهداري قطعات تا مدت زمان كافي براي انجام استحاله كامل آستنيته در دماي آستنيته كردن
كافي نبودن نرخ سرد شدن قطعات در حين كوئنچ كردن
تمپر بيش از حد قطعات در فرايند تمپرينگ
در اين مقاله سعي شده است مناسب‌ترين روش براي بازكاري اين دسته از قطعات مورد مطالعه قرار گيرد. لذا به علت گستردگي جنس قطعات و به منظور محدود شدن بحث، قطعات موردنظر از جنس CK45 و 41Cr4 در نظرگرفته شده‌اند.

 

مشخصات عمومي مواد
براساس استاندارد موجود، آناليز CK45 و 41Cr4 در جدول 1 ارائه شده است.
دماهاي موردنياز براي فرايندهاي مختلف عمليات حرارتي قطعات توليدي از جنس CK45 و 41Cr4 در جدول 2 ارائه شده است.

سختكاري و تمپرينگ
براي انجام سختكاري، قطعات را بايد در باكس‌هاي مخصوص قرار داد. همچنين بايد به اين نكته توجه كرد كه قطعات، به صورت انباشته بر روي هم در كوره قرار نگيرند بلكه بايد به صورت مرتب چيده‌شوند به طوري كه در حين فرايند، جريان هوا در لابه‌لاي آنها برقرار باشد تا به صورت يكنواخت گرم شده و به اين وسيله از غيريكنواختي سختي پس از عمليات حرارتي جلوگيري شود.

جدول 1: آناليز CK45 و 41Cr4

 

 

 

 


جدول 2: دماهاي عمليات حرارتي CK45 و 41Cr4

 

 

 

پس از استقرار قطعات در باكس‌هاي مخصوص، آنها را همراه با باكس، در كوره‌اي كه دماي آن، دماي سختكاري قطعات است، قرار داده و زمان كافي براي انجام كامل استحاله آستنيت به آن مي‏دهند. سپس، آن را به سرعت در سيال كوئنچ، سرد مي‌كنند.
توجه به اين نكته حائزاهميت است كه اگر فاصله زماني خروج قطعات از كوره و كوئنچ آنها طولاني شود، دماي قطعات از دماي آستنيته پايين‌تر آمده و ديگر امكان انجام استحاله كامل مارتنزيتي وجود ندارد. در اين صورت، محموله پس از عمليات حرارتي، داراي غيريكنواختي در سختي خواهد بود.
سيال كوئنچ براي عمليات حرارتي قطعات از جنس CK45 و 41Cr4 معمولاً روغن‌هاي معدني است كه از نظر سرعت سردكنندگي به دسته‌هاي مختلفي تقسيم مي‌شوند. شكل 1، قدرت سردكنندگي سه نوع روغن در دماي 40 درجه سانتي‌گراد را نشان مي‌دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شكل 1: نرخ خنك كنندگي چند نوع روغن كوئنچ

همان‌گونه كه در شكل 1 ديده مي‌شود، نرخ خنك‌كنندگي روغن در ابتداي كوئنچ قطعات، زياد بوده و پس از مدت كمي، كاهش يافته است. علت اين امر، تشكيل فيلم بخار در اطراف قطعات است كه سبب كاهش انتقال حرارت مي‌شود. لذا براي جبران اين موضوع مي‌توان موارد ذيل را پيش‌بيني كرد:
حجم روغن بايد آن‌قدر زياد باشد كه در نتيجه كوئنچ تغييرات دمايي آن به حداقل برسد.
روغن بايد در حين كوئنچ، هم زده شود تا باعث شكستن فيلم بخار در اطراف قطعه شده و انتقال حرارت افزايش يابد.
روغن‌ها بسته به نوع خود در دمايي خاص، بيشترين انتقال حرارت را دارند. لذا براي روشن شدن موضوع، شكل 2 بيان‌كننده قدرت خنك‌كنندگي روغني خاص در دماهاي مختلف است. به همين دليل، روغن بايد همواره تا دمايي با بيشترين انتقال حرارت، گرم شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شكل 2: تأثير دماي روغن بر نرخ خنك‌كنندگي آن


نمودار تغييرات سرد كردن پيوسته (CCT)
نمودار CCT شامل منحني‌هايي در مختصات خطي دما و لگاريتمي زمان مي‌شود و شروع و پايان تغييرات آستنيت را براي هر تابع سرد كردن دما تعيين مي‌كند.
نمودار CCT براي CK45 در شكل 3 و نمودار CCT براي 41Cr4 در شكل 4 نشان داده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شكل 3: نمودار CCT براي CK45

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شكل 4: نمودار CCT براي 41Cr4

نوعي نمودارهاي CCT اصلاحي نيز وجود دارند كه براساس دما بر حسب قطر ميله، به جاي زمان رسم شده‌اند. در اين نوع نمودارها، با رسم يك خط قائم بر روي نمودار، ريزساختار موجود در مركز ميله را براي قطر موردنظر و محيط سرد كردن مربوطه پيش‌بيني مي‌كنند.
نمودار CCT اصلاحي براي CK45 در شكل 5 و نمودار CCT اصلاحي براي 41Cr4 در شكل 6 نشان داده شده‌اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شكل 5: نمودار CCT اصلاحي CK45

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شكل 6 : نمودار اصلاحي 41Cr4


اگر قطر قطعات مورد بررسي حدود 10 ميلي‌متر فرض شود، با رسم خطوط مربوطه بر روي شكل‌هاي 6 و 7 مشخص مي‌شود در صورتي كه قطعات از جنس CK45 را به دماي آستنيته برده و به آنها فرصت كافي داده شود تا استحاله آستنيت كاملاً انجام شود و سپس قطعات در هوا خنك شوند، ساختار در مغز قطعات فريتي پرليتي خواهد بود، ولي براي قطعات از جنس 41Cr4 در صورت انجام اين فرايند، ساختار مقدار كمي فريت و پرليت داشته و بيشتر از بينايت تشكيل خواهد شد. لذا ديده مي‌شود كه آماده كردن قطعات بازكاري براي سختكاري مجدد با انجام فرايند نرمالايزينگ، هميشه رضايت‌بخش نبوده و گاهي نتيجه فرايند نرمالايزينگ فازهاي غيرتعادلي مانند بينايت بوده كه خود در عمليات بعدي، سبب غيريكنواختي در نتيجه به دست آمده خواهند شد. اين مسئله، مخصوصاً در فولادهايي كه شامل عناصر آلياژي افزايش‌دهنده سختي‌پذيري و انتقال‌دهنده دماغه منحني CCT به سمت راست مي‌شوند، بيشتر به چشم مي‌خورد.

آنيلينگ
عمليات آنيلينگ به منظور كاهش سختي، حذف تنش‌هاي داخلي و تصحيح ميكروساختار انجام مي‌شود. براي انجام عمليات آنيلينگ، ابتدا بايد قطعات فولادي را 30 تا 50 درجه سانتي‌گراد بالاي دماي AC3، گرم كرده و به مدت كافي در اين دما نگهداري شوند. سپس، قطعات بايد به آهستگي و با سرعتي در حدود 02/0 درجه سانتي‌گراد در ثانيه، سرد شوند. معمولاً عمليات سرد كردن قطعات ياد شده، در كوره صورت گرفته و بسيار زمان‌بر است.
در عمليات آنيلينگ با گرم كردن قطعات، آستنيت جوانه‌زني كرده و اگر دما بسيار بالاتر از AC3 باشد، باعث درشت‌دانگي در ساختار و كاهش كيفيت نهايي قطعات مي‌شود.
با مراجعه به شكل‌هاي3 و 4ديده مي‌شود كه براي انجام فرايند آنيلينگ كامل، زماني به حدود 10 ساعت نياز است كه اين موضوع در امر توليد اخلال ايجاد خواهد كرد. لذا فرايندي كه براي آماده كردن ساختار قطعات براي بازكاري پيشنهاد مي‌شود، فرايند آنيل ايزوترمال است. در فرايند آنيل ايزوترمال، دماي گرم كردن قطعات مشابه آنيل كامل بوده و پس از نگهداري قطعات در دماي مورد نظر، ابتدا قطعات را زير دماي A1، نزديك به دماغه CCT، به سرعت سرد كرده و سپس در اين دما آن‌قدر نگهداري مي‌كنند تا استحاله كامل آستنيت به فريت و پرليت صورت پذيرد، بعد از آن با هر سرعتي مي‌توان قطعات را سرد كرد. نموداري شماتيكي از روش آنيل ايزوترمال در شكل 7 ارائه شده است.

 

 

 

 

 

شكل 7 : نمودار شماتيك آنيل ايزوترمال

با مراجعه به شكل 8 ديده مي‌شود كه سرعت سردكنندگي هوا در دماهاي بالاي 400 درجه سانتي‌گراد، بيشترين مقدار خود بوده و براي هواي ساكن در حدود 5 درجه سانتي‌گراد بر ثانيه و براي جريان هوا در حدود 30 درجه سانتي‌گراد بر ثانيه است.
با توجه به مطالب گفته شده و شكل 3 براي آنيل ايزوترمال قطعات با جنس CK45، كافي است آنها را براي مدت كافي در دماي 700 درجه سانتي‌گراد قرار داده و سپس از كوره خارج كرد تا دماي آن در هوا به حدود 600 درجه سانتي‌گراد برسد. اين امر با توجه به شكل 8 در هواي ساكن، حدود 20 ثانيه و در جريان هوا، حدود 3 ثانيه طول مي‌كشد. سپس، قطعات را در كوره‌اي كه از قبل آماده شده و دماي آن 600 درجه سانتي‌گراد است قرار داده و به آن فرصت داده مي‌شود تا استحاله فريت پرليت به صورت كامل انجام شود. بعد از اين مرحله مي‌توان قطعات را از كوره خارج كرد تا در معرض هوا خنك شوند.

 

 

 

 

 

 

 

 

شكل 8 : اثر جريان هوا بر سرعت خنك‌كنندگي آن (ـــ) هواي آرام (ـ ـ) جريان هوا

همچنين، با توجه به شكل 4 براي آنيل ايزوترمال قطعات از جنس 41Cr4، كافي است قطعات براي مدت كافي در دماي 720 درجه سانتي‌گراد بوده، سپس در معرض هوا تا دماي 600 درجه سانتي‌گراد خنك شوند و پس از آن، در كوره 600 درجه سانتي‌گراد قرار گيرند تا استحاله فريتي پرليتي به صورت كامل انجام شود. بعد از اين مرحله، مي‌توان قطعات را در معرض هوا خنك كرد.

نتيجه‌گيري
1 . در آماده كردن قطعات نامناسب سخت شده از جنس CK45 و 41Cr4، براي بازكاري، نرمالايزينگ به صورت كامل نمي‌تواند فاز مارتنزيت را به فازهاي متعادل استحاله كند.
2 . براي آماده كردن قطعات سخت شده به صورت نامناسب براي بازكاري بهتر است عمليات آنيلينگ صورت پذيرد.
3 . فرايند آنيلينگ در حالت آنيل كامل، زمان‌بر بوده و پيشنهاد مي‌شود از آنيل ايزوترمال استفاده شود.

منابع:
1. سيامك جوان، محمد مهدي سعيدي (ترجمه)، كليد فولاد، نشر نساء، 1375.
2. H. Chandler, Heat Treaters Guide, ASM, 1996
3. R.T. Kiepura, H. Lampman, Heat Treating, ASM Handbook, Volume4, 1991
4. محمدعلي گلعذار، اصول و كاربرد عمليات حرارتي فولادها و چدن‌ها، دانشگاه صنعتي اصفهان، 1375.
5 . مهدي طاهري، اصول عمليات حرارتي فولادها، دانشگاه تهران، 1377.


 سوپر شارژر، عملكرد و انواع آن 
نويسنده : مهران قنبري

از زمان اختراع موتورهاي درونسوز تاكنون، مهندسان خودرو و طراحان خودروهاي سرعت، همواره به دنبال راهي براي افزايش و ارتقاي قدرت موتور بوده‌اند.
يك راه افزايش قدرت موتور (توان موتور)، ساخت و توليد موتور بزرگتر است، اما ساخت اين موتور، افزايش وزن و هزينه بيشتر توليد و تعمير را به همراه دارد و راه‌حل خوبي نيست.
راه‌حل ديگر افزايش قدرت موتور، ساخت موتوري با بازده بالاتر است (البته با حفظ اندازه و بزرگتر نشدن موتور). اين امر زماني ميسر مي‌شود كه هوا با سرعت بيشتر و حجم بالاتر وارد محفظه احتراق موتور شود.
تراكم و حجم بالاي تركيب هوا و سوخت، باعث انفجار سريع و پرقدرت و در نتيجه افزايش توان خروجي و قدرت موتور مي‌شود.
استفاده از سوپرشارژرها، راه‌حل خوبي براي دسترسي به مكش هوا با تراكم بالا و سرعت بيشتر به داخل محفظه تراكم است.
در اين مقاله به معرفي سوپرشارژرها و اصول كاركرد آنها و همچنين مقايسه آنها با توربوشارژرها پرداخته مي‌شود.

اصول سوپرشارژرها
سوپرشارژر، وسيله تنظيم فشاري (افزايش فشار) است كه باعث مي‌شود هوا با فشاري بيشتر از فشار اتمسفر، به داخل محفظه تراكم موتور مكيده شود. توربوشارژرها نيز اين كار را انجام مي‌دهند. در واقع اصطلاح توربوشارژر همان كوتاه شده عبارت توربوسوپرشارژر است.
تفاوت بين توربوشارژر و سوپرشارژر در منبع تأمين انرژي آنهاست. توربوشارژرها، انرژي خود را از توربيني مي‌گيرند كه توسط جريان گازهاي خروجي و تخليه شده (از اگزوز خودرو) به چرخش در مي‌آيد. منبع تأمين انرژي سوپرشارژرها سيستمي كاملاً مكانيكي متشكل از تسمه يا زنجيره‌اي از چرخ دنده‌هاست كه به وسيله ميل‌لنگ موتور به حركت در مي‌آيند.
به‌طور معمول، چهار مرحله (كورس) در موتورهاي درونسوز تعريف مي‌شود كه يكي از آنها، مرحله «مكش» است. سه گام اين فرايند عبارتند از:
1. پيستون در داخل سيلندر به طرف پايين مي‌آيد.
2. خلاء ايجاد مي‌شود.
3. هوا در فشار اتمسفر، به داخل محفظه احتراق مكيده مي‌شود.
هواي مكيده‌شده به داخل موتور، بايد با سوخت تركيب شود و در ادامه، مخلوط سوخت و هوا با جرقه‌اي محترق شود و طي واكنشي شيميايي، انرژي پتانسيل به انرژي جنبشي قابل استفاده تبديل شود. جرقه، سبب اشتعال و انجام واكنش شيميايي منجر به احتراق كامل مي‌شود و انرژي زيادي آزاد مي‌گردد. انرژي حاصل از احتراق، به سيلندرها منتقل شده و در داخل سيلندر، پيستون به سمت پايين رانده مي‌شود و در نهايت، انرژي به چرخ‌ها منتقل مي‌شود.
ممكن است ميزان سوخت بيشتر، سبب انجام واكنش بهتر و سريع‌تر و در نهايت انرژي خروجي بيشتر شود، اما اين امر به‌سادگي ميسر نيست زيرا مخلوط هوا و سوخت بايد به نسبتي صحيح وجود داشته باشد تا احتراق كامل صورت گيرد (معمولاً نسبت هوا به سوخت 14 به 1 است).
سوپرشارژرها، فرايند مكش را با فشردن هوا (با فشار بيش از فشار اتمسفر) بدون ايجاد خلاء انجام مي‌دهند. اين عمل، باعث افزايش مقدار هواي ورودي به محفظه مي‌شود و توان موتور را ارتقا مي‌دهد. سوپرشارژرها، به‌طور ميانگين 46 درصد از توان موتور و 31 درصد از گشتاور خروجي آن را افزايش مي‌دهند.

 

 

 

 

 

سوپرشارژر Twin-screw

در مكان‌هاي مرتفع كه عملكرد موتور افت مي‌كند و فشار زيادي به موتور وارد مي‌شود (زيرا در اين مكان‌ها ميزان هوا كم و فشار هوا نيز كمتر است) سوپرشارژر با انتقال فشار بالاتر، باعث تقويت عملكرد موتور مي‌شود. با استفاده از سوپرشارژرها، عملكرد بهينه موتور را در اختيار خواهيم داشت. برخلاف توربوشارژرها كه از گازهاي خروجي و تخليه شده اگزوز براي ايجاد احتراق و درنهايت تأمين انرژي كمپرسور استفاده مي‌كنند، سوپرشارژرها مستقيماً انرژي خود را از ميل‌لنگ موتور تأمين مي‌كنند.
مشابه اغلب سيستم‌هاي مكانيكي و مكانيزم‌هاي انتقال قدرت، در سوپرشارژرها نيز، از چرخ‌دنده و تسمه براي انتقال نيرو استفاده مي‌شود. به طوري كه اين مكانيزم باعث چرخش روتور كمپرسور مي‌شود. روتور كمپرسور در طرح‌هاي مختلفي وجود دارد، اما كار آن كشيدن هوا به داخل، فشردن و متراكم كردن هوا و انتقال آن به محفظه كوچكتر و در نهايت ارسال هواي فشرده به منيفولد يا محفظه مكش است، يكسان مي‌باشد.
سوپرشارژرها ممكن است براي تنظيم فشار و رسيدن به فشار مناسب، به سرعت چرخش زيادي (حتي بيش از دور موتور) نياز داشته باشند. در اين حالت، چرخ‌دنده محرك سوپرشارژرها بزرگتر از چرخ‌دنده كمپرسور ساخته مي‌شود. سوپرشارژرها مي‌توانند سرعت‌هاي بيش از 50 هزار تا 65 هزار دور در دقيقه داشته باشند. سوپرشارژري كه مي‌تواند با سرعت 50 هزار دور در دقيقه بچرخد، حدود 6 تا 9 Psi فشار بيشتر (نسبت به فشار اتمسفر) تأمين مي‌كند و اين يعني حدود 50 درصد انتقال هواي بيشتر به محفظه احتراق موتور.

 

 

 

 

 

 

Procharger DISC centrifugal supercharger

هوا پس از تراكم و فشرده شدن، گرمتر مي‌شود. بر اثر گرم شدن هوا، چگالي آن پايين مي‌آيد و نمي‌تواند براي احتراق مناسب باشد. يعني از پتانسيل و توان كافي براي مشتعل شدن برخوردار نخواهد بود.
براي اينكه سوپرشارژرها با بالاترين ظرفيت و بيشترين بازده كار كنند، قسمت يا واحد شارژ مجدد در آنها تعبيه شده است كه هوا را قبل از ورود به منيفولد، خنك مي‌كند. به اين بخش، اينتركولر مي‌گويند. اينتركولر در دو طرح وجود دارد: 1. هوا به هوا 2. هوا به آب.
اينتركولر در هر دو طرح، مانند رادياتور كار مي‌كند كه هوا يا آب با حركت در مجموعه‌اي از لوله‌ها خنك مي‌شود. در واقع، هواي گرم شده خارج از سوپرشارژر، وارد لوله‌هاي اينتركولر شده و خنك مي‌شود. كاهش دماي هوا باعث افزايش چگالي و در نهايت وجود هواي بيشتر در محفظه احتراق مي‌شود.

انواع سوپرشارژرها
سه نوع سوپرشارژر وجود دارد:
1. Roots Supercharger يا شبه چرخ‌دنده‌اي (دنده مانند)
2. Twin- Screw Supercharger يا دو پره‌اي
3. Centrifugal Supercharger يا گريز از مركز
فرق اساسي اين سه نوع سوپرشارژر، در روش ارسال و انتقال هوا به منيفولد موتور است. نوع شبه چرخ‌دنده‌اي و دوپره‌اي از انواع مختلفي Meshing lobes (قطعات دنده يا پره مانند) استفاده مي‌كنند. سوپرشارژرهاي گريز از مركز، از پروانه‌هاي دوران كننده‌اي استفاده مي‌كنند كه باعث مكش هوا به داخل مي‌شوند.

 

 

 

 

 

 

The Eaton supercharger, a modified Roots supercharger

تمامي انواع سوپرشارژرها در نهايت باعث تقويت و افزايش توان موتور مي‌شوند، اما تفاوت قابل ملاحظه آنها در بازده آنهاست. هر كدام از انواع سوپرشارژرها، در اندازه‌هاي مختلف موجود بوده و بسته به كاربرد و استفاده خودرو در مسابقات ورزشي يا سرعت، انتخاب مي‌شوند.

 

 

 

 

 

 

 

Roots Supercharger

سوپرشارژر شبه چرخ‌دنده‌اي
در سوپرشارژر شبه چرخ‌دنده‌اي يا دنده مانند، با چرخش اجزاي دنده مانند، هوا به درون محفظه داخلي مكيده مي‌شود. با توجه به سرعت زياد چرخش و كوچكي محفظه داخلي، هوا با فشار و سرعت بالا خارج مي‌شود. سوپرشارژر شبه دنده‌اي مانند دمنده هواست و اغلب اصطلاح «دمنده هوا» را به عنوان معادل آن به كار مي‌برند.
سوپرشارژرهاي شبه چرخ دنده‌اي، معمولاً بزرگ و حجيم هستند و بالاي موتور نصب مي‌شوند. در بعضي از خودروها، به علت بزرگي اندازه، خارج از كاپوت خودرو نيز نصب مي‌شوند.
اين نوع سوپرشارژرها، داراي كمترين بازده هستند زيرا هم وزن زيادي را به خودرو اعمال مي‌كنند و هم هوا را به صورت گسسته و ناپيوسته به منيفولد انتقال مي‌دهند كه در نتيجه انفجار و احتراق پيوسته ايجاد نمي‌شود.

 

 

 

 

 

A 1940s Ford pickup with a Roots supercharger

سوپرشارژر دوپيچه‌اي
اين نوع سوپرشارژرها از دو قطعه همانند و شبيه چرخ‌دنده مارپيچي ساخته شده‌اند كه هوا با عبور از بين آنها متراكم مي‌شود.
هوا در فضاي بين روتورها محصور شده و از محفظه مخروطي شكلي خارج مي‌شود، سپس به فضاي كوچكتري فشرده و پمپ مي‌گردد.

 

 

 

 

 

 

 

بازده اين نوع سوپرشارژرها بيشتر، اما هزينه ساخت و قيمت آنها بالاتر است زيرا فرايند ساخت اجزاي آن و روتور، به ظرافت و دقت بسياري نياز دارد. برخي انواع سوپرشارژرهاي دوپره‌اي، در قسمت فوقاني موتور (مانند سوپرشارژرهاي شبه چرخ‌دنده‌اي) نصب مي‌شوند. اين نوع سوپرشارژرها، نويز و سروصداي زيادي دارند زيرا هواي خروجي فشرده شده از قسمت خروجي، صدايي سوت‌‌مانند ايجاد مي‌كند.

 

 

 

 

 

 

 

 

Twin- screw supercharger

سوپرشارژر گريز از مركز
در اين نوع سوپرشارژرها، از قطعه‌اي پروانه مانند كه با سرعت بسيار بالا حول محور خود (مانند روتور) مي‌چرخد، استفاده مي‌شود. هوا توسط پروانه‌ دواري كه با سرعت بسيار بالا مي‌چرخد به محفظه كمپرسور مكيده مي‌شود. هواي خروجي در اين مرحله، داراي سرعت بسيار بالا، اما فشار پايين است. به وسيله ديفيوزري هواي سرعت بالا، فشار پايين به هواي سرعت پايين، فشار بالا تبديل مي‌شود. براثر برخورد مولكول‌هاي هوا به پره‌هاي ديفيوزر، هوا گرمتر و سرعت آن كمتر شده و فشار هوا افزايش مي‌يابد.

 

 

 

 

 

 

 

Centrifugal Supercharger

سوپرشارژرهاي گريز از مركز، داراي بيشترين بازده در مقايسه با انواع مختلف سوپرشارژر هستند. اين سوپرشارژرها، كوچك و سبك بوده و به جاي بالاي موتور در قسمت بالاي آن نصب مي‌شوند. همچنين، استفاده از اين نوع سوپرشارژرها باعث مطلوب شدن صداي كاركرد موتور مي‌شود. برخي سوپرشارژرها در تعميرگاه‌ها و نمايندگي‌ها قابل نصب هستند. برخي از سازندگان خودرو، كيت مناسبي براي نصب سوپرشارژر پيشنهاد مي‌كنند و برخي از سازندگان خودرو، بعضي از محصولات خويش را با سوپرشارژر عرضه مي‌كنند.

مزايا، معايب و سير تكاملي سوپرشارژرها
بزرگترين مزيت استفاده از سوپرشارژرها، افزايش توان و قدرت موتور است. براستي از بين سوپرشارژر و توربوشارژر كدام را انتخاب كنيم؟ اين سؤال بسياري از مهندسين و علاقه‌مندان به خودرو است.
نظرات مختلفي در مورد اين دو سيستم و بهينه بودن هر يك، وجود دارد. برخي بر اين باورند كه توربوشارژر به دليل استفاده از دود اگزوز كه انرژي هدر رفته‌اي تلقي مي‌شود، نسبت به سوپرشارژري كه نيروي خود را از موتور خودرو مي‌گيرد و خود باعث كاهش قدرت موتور مي‌شود، بهتر عمل مي‌كند. از طرف ديگر، وجود يك توربين درون اگزوز، خود باعث ايجاد فشار در تخليه دود موتور مي‌شود. از سوي ديگر به دليل كم بودن فشار گازهاي خروجي از اگزوز در دورهاي پايين موتور، عملاً توربوشارژرها در دورهاي پايين كارايي ندارند. اين مورد باعث ايجاد تأخير از زمان فشردن پدال گاز تا به كار بردن توربوشارژر مي‌شود. به اين تأخير، Turbo Lag يا كاستي قدرت گفته مي‌شود. البته اين مورد با استفاده از دو توربين در مدل‌هايي از تويوتا، مزدا، سوبارو، آئودي و مرسدس، تا حدودي حل شده است. مشكل ديگر در مواردي بروز مي‌كند كه كمپرسور توربين، كوچك باشد. گرماي پروانه درون اگزوز به قسمت هواي ورودي منتقل شده و باعث گرم شدن بيشتر هوا مي‌شود (فشرده شدن هوا نيز باعث افزايش حرارت آن مي‌شود). از آنجا كه هواي خنك براي سوختن در خودرو مناسب‌تر است، استفاده از يك اينتركولر در اين سيستم‌ها ضروري است. در سوپرشارژرها نيز قبل از ورود هوا به سيلندرها از اينتركولر استفاده مي‌شود. در گذشته، عملاً بيشتر توربوشارژر در خودروهاي ديزلي استفاده مي‌شد و در مورد موتورهاي بنزيني تنها در مدل‌هايي از پورشه، ساآب و خودروي مسابقه‌اي، مورد استفاده قرار مي‌گرفت. با پيشرفت علم و تكنولوژي و تغييرات جديد در اين سيستم، خودروسازان در سال‌هاي اخير براي موتورهاي بنزيني خود به اين سيستم روي آورده‌اند. از آن جمله به نظر مي‌رسد رويكرد جديد مرسدس بنز، استفاده از توربوشارژر باشد زيرا در ليست موتور مدل‌هاي سري A و B جديد اين شركت، موتورهاي بنزيني Turbo200 خودنمايي مي‌كنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

در مقابل، سوپرشارژر كه چند سالي است در كلاس‌هاي SLR,E,C و SLK مرسدس و همچنين ميني‌كوپرها ديده مي‌شود، به دليل تأمين نيروي چرخنده از موتور، در هر لحظه با فشردن پدال در هر دور موتور قدرت لازم را به راننده ارائه مي‌دهد. اين سيستم همواره و در هر حالتي فعال است، يعني زماني كه خودرو در جا كار مي‌كند و يا با سرعت كم حركت مي‌كند، سوپرشارژر فعال مي‌باشد. اين مشكل، در سال‌هاي اخير توسط مرسدس و با افزودن يك هرزگرد در پولي كمپرسور، حل شده است. مبحث كاهش قدرت موتور به خاطر تأمين نيروي كمپرسور سوپرشارژر نيز صحيح است، اما قدرتي كه اين سيستم توليد مي‌كند، به مراتب بيشتر از نيرويي است كه از موتور مي‌گيرد و يا به اصطلاح هدر مي‌دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 


در هر شكل، مشكلات اين دو سيستم طي سال‌هاي گذشته، در حال برطرف شدن است، اما به نظر مي‌رسد آينده از آن سيستم‌هايي باشد كه نيروي توربين خود را به صورت الكتريكي تأمين مي‌كنند. اين سيستم‌ها هم اينك با نام سوپرشارژر براي تيونينگ خودروها به كار برده مي‌شوند.
نتيجه اينكه سوپرشارژرها به علت مزاياي بيشتري كه نسبت به توربوشارژرها دارند، بيشتر مورد استفاده قرار مي‌گيرند. اين قابليت‌ها و مزيت‌ها عبارتند از:
- ميزان تأخير در سوپرشارژرها كمتر است. يعني زماني كه پدال گاز را فشار مي‌دهيم تا زماني كه واكنش مناسبي از موتور دريافت كنيم در سوپرشارژرها كمتر است، اما در توربوشارژرها اين ميزان تأخير به سبب مكانيزم عملكرد آن كه از گاز خروجي از اگزوز براي چرخاندن توربين استفاده مي‌شود، بيشتر است كه در سوپرشارژرها هيچ تأخيري به اين دليل كه حركت خود را مستقيماً از ميل‌لنگ موتور مي‌گيرند، وجود ندارد.
- سوپرشارژرها در دور موتور پايين‌تر بازده بيشتري دارند. اين امر باعث داشتن توان بيشتر در دور موتور پايين‌تر مي‌شود. سوپرشارژرهاي گريز از مركز كه داراي بيشترين بازده هستند، در دور موتور بالاتر توان بيشتري فراهم مي‌كنند.
- نصب و راه‌اندازي توربوشارژر، به تغييرات گسترده و نصب قطعات مختلف روي سيستم تخليه گاز خروجي از اگزوز نياز دارد، اما  سوپرشارژرها روي موتور يا كنار آن نصب مي‌شوند. ارزان‌تر بودن، نصب آسان و تعمير ساده، از ديگر مزاياي استفاده از سوپرشارژرها، است.
- سوپرشارژرها بي‌نياز از روغن‌كاري هستند، اما توربوشارژرها به مكانيزم روغنكاري نياز دارند. توربوشارژرها نياز به خنك شدن دارند و از روغنكاري و CoolDown استفاده مي‌كنند. در كل، مي‌توان نتيجه گرفت كه در دماي يكسان، سوپرشارژرها عملكرد مناسب‌تري دارند.
- يكي از بزرگترين معايب سوپرشارژرها، محدوديت در مشخصه‌هاي فني آنهاست. يعني آنها تا حد معين و محدودي مي‌توانند فشار هوا و در نهايت توان موتور را بالا ببرند زيرا ميل‌لنگ كه عامل حركت آنهاست مقداري از توان موتور را مصرف مي‌كند و مقداري انرژي تلف شده وجود خواهد داشت، سوپرشارژرها حدود 20 درصد از توان خروجي موتور را مي‌گيرند اما در حالت بهينه كاركرد، حدود 46 درصد توان موتور را ارتقا مي‌دهند.
در ضمن، به دليل عملكرد مكانيزم و واكنش‌هاي داخلي سوپرشارژر، تنش اضافه‌اي به موتور وارد مي‌شود. با وجود معايبي كه در مورد سوپرشارژرها ذكر شد، كماكان استفاده از آنها به دليل عملكردي كه در افزايش توان موتور دارند و از نظر اقتصادي نيز به صرفه مي‌باشند ، رايج است.

منابع:
• "All about blowers: The ins and outs of compressing air." Muscle Mustangs and Fast Fords.
http://www.musclemustangfastfords.com/tech/0411mm_super/
• Barnes, Dan. "Supercharger Overview: Everything you wanted to know about supercharger." Sport compact car.
http://www.sportcompactcarweb.com/tech/0107scc_garage
• Brauer, Karl. "Charge it!" Edmunds.com
http://www.edmunds.com/ownership/techcenter/articles/43842/article.html
• Ferrari, Brian. "Overview: Supercharger vs. turbocharger". Automotive Articles.com
http://www.automotivearticles.com/123/supercharger_vs_Turbocharger_.shtml
• Phenix, Matthew. "The turbo- and superchraged car". Popular science. October 2005.


شناسنامه
سرمقاله
پرونده ماه
گزارش
اقتصادي
مديريتي
فناوري‌هاي نوين
فني مهندسي
چكيده پايان‌نامه
معرفي كتاب